مرحله دوم براى ممانعت از تشتت آراء در زمينه هاى مختلف كه عمدتا منشاء نابسامانى در عراق محسوب مى گشت ، به ارايه يك ايديولوژى تركيبى ( بعث ) دست زد . وى با اين كار قصد داشت در وهله نخست قدرت خويس را تحكيم بخشد و در مرحله بعد ، وحدت ملى را به جامعه عراق به ارمغان آورد . همانا اين رويكرد به سياست همانندسازى معروف شد . از سال 2003 هم كه حكومت بعثى با جمله ايالات متحده سقوط نمود ، گروه ها و جريانات اجتماعى - سياسى مختلف از جمله شيعيان و كردها براى اولين بار اين فرصت را يافتند تا با حضور در ساختار جديد . سهمى از قدرت را در عراق داشته باشند و بطور طبيعى اقليت عرب سنى را در حاشيه قرار دهند . از آن زمان كه نوعى نظام دموكراتيك مبتنى بر انتخابات آزاد در عراق بر سر كارآمده است نخبگان عراق سعى بر باز تعريفى از يك هويت ملى گسترده تر و امروزى تر در اين سرزمين كرده اند اما اين هويت جديد از يكسو به دليل عدم پذيرش از طرف بازماندگان حكومت قبلى و خصوصا عربهاى سنى و از سوى ديگر به دليل گرايشان قومى - فرقه اى نتوانسته است فراگير شود . كما اينكه تقسيم پست هاى محورى اين كشور در ميان كردها ( رياست جمهورى ) شيعيان ( رياست دولت ) و اهل سنت ( رياست پارلمان ) بازتاب واقعيتهاى چندگانه قومى ، فرقه اى است . لذا در عراق ما همچنان شاهد برترى هويت و منافع قومى و مذهبى بر هويت و منافع ملى هستيم . اين رويكرد نيز به الگوى تكثرگرايى معروف است . سيوال اول اين است كه سياستگذارى امنيت ملى رژيم صدام كه از الگوى همانندسازى استفاده نمود ، آيا به وحدت ملى در عراق منجر شد ؟ در پاسخ بايد گفت كه ناتوانى رژيم حزب بعث در تحقق وحدت و يكپارچگى ملى ، باعث شد الگوى همانندسازى با شكست مواجه شود . سوال ديگر اينكه در دوره جديد به كارگيرى الگوى تكثر گرايى در سياستگذارى امنيت ملى در بعد فرهنگى ( قومى - مذهبى ) به وحدت ملى و يكپارچگى منتهى شده است ؟ پاسخ اين است كه افزايش آزادى فعاليت براى گروه ها و جريانات اجتماعى - سياسى از يك سو و ريشه دار بودن گرايشهاى قومى و فرقه اى از سوى ديگر ، موفقيت اين الگو را در سياستگذارى امنيت ملى با دشوارى مواجه ساخته است . اين دو بحث طى بخش هاى جداگانه اى بررسى خواهند شد .
140 . آل بويه و تاثير آن بر اوضاع علمى فرهنگى عراق عجم
احمد رضا رضايى
دانشگاه آزاد اسلامى داراب ، 1392 ؛ كارشناسى ارشد
چكيده : ندارد .
141 . آمريكا و بىطرفى در جنگ تحميلى عراق عليه ايران
سيد عبدالكريم عبدالرحيمزاده
استاد راهنما : بهرام مستقيمى
استاد مشاور : عليرضا حجتزاده
دانشكده علوم انسانى ، دانشگاه پيام نور تهران ، 1387 ؛ كارشناسى ارشد
چكيده : درزمان وقوع جنگ بين دو يا چندكشور تعدادى كشورها به حمايت از طرفين درگيرى اقدام ميكنند وعملا جزء متخاصمين قرار مى گيرند . برخى از دولت ها نيز جانب هيچ يك ازكشورهاى متخاصم را نمى گيرند وسعى مى كنند درجنگ مداخله ننموده و رفتار يكسان با طرفين درگيرى داشته باشند . اين دسته ازكشورها رابى طرف مى خوانند