تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پايان نامه هاى دفاع شده در دانشگاههاى ايران با موضوع عراق ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨

917 . جنگ ايران و عراق از منظر حقوق بين الملل بشر دوستانه

عبد الحسين عبدالله زاده دانشگاه آزاد اسلامى چالوس ، 1392 ؛ كارشناسى ارشد چكيده : ندارد .

918 . جنگ ايران و عراق تأثير تحولات صحنه نبرد بر استراتژى قدرت هاى بزرگ

حسين اردستانى استاد راهنما : محمد رضا تاجيك استاد مشاور : دانشكده علوم ، دانشگاه شهيد بهشتى تهران ، 1376 ؛ كارشناسى ارشد چكيده : سابقه ى تاريخى اختلاف و درگيرى ميان ايران و همسايهء غربىاش ( عثمانى و سپس عراق ) حدودا به 7 قرن قبل باز مىگردد . وقوع انقلاب اسلامى در ايران ، يك بار ديگر زمينهء چالش و درگيرى ميان ايران و عراق را مهيا ساخت . نظام سياسى جديد در ايران كه بر انديشه دينى و انقلابى پايه‌ريزى مىشد ، به طور طبيعى براى مسلمانان منطقه و عراق حامل پيام بود . از اين رو عنصر ايدئولوژى نيز به اختلاف دوكشور افزوده شد . راه جديدى كه در ايران مطرح شد با خط مشى و منافع حكومت‌هاى منطقه خليج‌فارس و به خصوص عراق مغايرت داشت . مزيد بر اين ، شرايط جديد فرصت مناسبى بود كه رهبران عراق اختلافات گذشته را يك باره به نفع خود حل نمايند . جنگ عراق و ايران از جنبه‌هاى گوناگونى قابل بررسى است . اين تحقيق به تحولات نظامى - سياسى جنگ عراق و ايران طى سالهاى 1359 - 1367 پرداخته است . سئوال تحقيق آن است كه جنبهء نظامى و عملياتى به چه ميزان بر سياست قدرتهاى بزرگ در مقابل اين جنگ تاثيرگذار بوده است ؟ آيا شروع ، استمرار و روند كلى اين جنگ تابع عامل بيرونى بوده و سمت و سوى آن از جانب قدرتهاى بزرگ تعيين گرديده يا برعكس تحولات صحنهء نبرد در چگونگى اتخاذ مواضع و استراتژيهاى آنها تاثير گذاشته است ؟ فرضيهء تحقيق اين است كه پس از تجاوز عراق به ايران ، جنبه نظامى ، عامل تعيين‌كننده در نحوهء اتخاذ استراتژى و مواضع سياسى قدرتهاى بزرگ در مقابل اين رويداد بوده است . بديهى است اين نوشتار در جريان اثبات فرضيهء خود ، درصدد نفى تاثير عامل سياست بر جنگ عراق و ايران نيست بلكه به خاطر ويژگيهاى اين نزاع ، قصد دارد نشان دهد كه به دليل تضاد مبانى فكرى و منافع نظام جمهورى اسلامى با دو بلوك شرق و غرب و مقابله جدى آنها با نظام جديد و همچنين آميختگى انقلاب و جنگ ، ابتكار عمل حرف اول را در اين تقابل زده است . با اين مفروض كه قدرتهاى بزرگ در برابر ابتكار انقلاب اسلامى ، دچار انفعال شده و همچنين با توجه به موضوع نوشتار ، تحولات صحنه جنگ به عنوان متغير مستقل و استراتژى و مواضع قدرتهاى بزرگ ، به خصوص استراتژى ايالات متحده آمريكا متغير وابسته تعريف شده است . مزيد بر اين ، قابل ذكر است كه بررسى و تحليل سه عامل ، ماهيت بحث را شكل داده است : - 1 تحولات صحنه جنگ ، - 2 سياستها و منافع قدرتهاى بزرگ ( به ويژه آمريكا ) ، - 3 مصوبات شوراى امنيت . در ميان سه عامل فوق ، تحولات صحنه جنگ ، در چگونگى مصوبات شورا و سياستهاى قدرتهاى بزرگ نقش تعيين‌كننده داشته است . تحقيق حاضر در 6 بخش ارائه شده است . بخش اول شامل طرح تحقيقاتى ، در بخش دوم به بررسى ابعاد تاريخى اختلافات ايران و عراق مىپردازيم . بخش سوم با عنوان " مهار انقلاب " داراى 4 فصل است . بخش چهارم ، " مديريت نزاع از جانب