تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
آشنايى و برخورد ما با ايشان هم از همان جلسه امتحان ورودى حوزه بود كه ضمن آن درس آموزنده اى را هم به ما آموختند كه : در تحصيل علم هيچ گاه ابهّت استاد باعث نشود كه از نظر خود دست بردارى . مرحوم نويسى در ايمان و ارتباط با خدا مرد فوق العاده اى بودند . آقا زاده ايشان آقا جعفر سرطان حنجره داشت . ايشان را براى معالجه به بغداد مى برند . دكتر معالج از بهبودى مريض نا اميد مىشود . مرحوم نويسى مى فرمود : متوسّل شدم به آقا موسى بن جعفرعليهما السلام و گفتم : شفاى فرزندم را از شما مى خواهم . اين توسّل چنان مؤثّر افتاد كه دكتر معالج با شگفتى گفت : مريض شما شفا يافته است به گونه اى كه نياز به هيچ معالجه اى ندارد . آية الله العظمى حائرى يزدى اسطوره تقوا و اخلاق بودند ، و نسبت به اخلاق و رفتار روحانيون و طلاب عنايت خاصى داشتند ؛ بنابراين حضور در محضرشان براى همگان درس اخلاق و عرفان بود . از ديگر ويژگى هاى آن مرحوم شدّت توسّل ايشان به حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام بود به طورى كه علاوه بر روضه هاى هفتگى كه در شب هاى جمعه برگزار مى شد و يك دهه روضه در ماه محرّم ، به يكى از شاگردان خود هم سپرده بودند كه قبل از شروع درس ذكر توسّل مختصرى به حضرت سيد الشهداء عليه السلام داشته باشند . يكى از خواص علّت اين مسأله را سؤال مىكند . ايشان در پاسخ مى فرمايد : من ادامه زندگيم را مرهون توسل به امام حسين عليه السلام هستم . هنگامى كه در عراق بودم در عالم خواب به من گفته شد : سه روز ديگر از عمرت بيشتر باقى نيست ! با معيارهاى فقهى گفتم : خواب حجيّت ندارد . روز سوم كه پنج شنبه بود و با برخى از شاگردان براى تفريح به كنار دجله رفته بوديم پس از نماز ظهر و صرف نهار ناگهان تب شديدى بر من عارض شد . متوجّه آن خواب شدم . گفتم مرا به منزل ببرند . هر لحظه برتب افزوده مى شد . متوجّه شدم دو شخص براى قبض روحم آمده اند . درهمان حال متوسّل شدم به آقا ابا عبد الله الحسين عليه السلام عرضه داشتم : يابن رسول الله ! من از مرگ هراسى ندارم ولى كارى براى آخرتم انجام