اند حسن استقبالى نسبت به آنها نشان نمى دهند و آنها نيز افسرده خاطر به جشوقان باز مى گردند .
اين مطالب را مرحوم ميرجهانى در سال 1344 ق از زبان آخوند ملا عبد الرزّاق كه شيخى مشرب و ساكن دهكده اى نزديك جشوقان بوده شنيده در صدد تفحّص بيش تر برآمده و با مسافرت به حسن آباد قبر مير عماد را به راهنمايى برخى از اعقاب او مى يابد اما آنان از قضاياى مذكور و فرار جدّشان از جشوقان و آمدن او به حسن آباد اظهار بى اطلاعى مى نمايند .
وى در سال 1353 ق به سندى در مورد اجداد و اولاد ميرجهان دست مى يابد كه در اختيار دوست و هم بحث وى حاج ميرزا حسن كميلى ساكن محله خواجو در اصفهان و از اعقاب علامه ملا اسماعيل خواجوئى بوده و پس از مهاجرت به مشهد مقدّس نيز صورت شجره نامه مير جهان كه در سال 1258 ق چند نفر از علماى آن عهد از جمله شيخ محمد بن محمد رسول كاشانى از شاگردان سيد محمد باقر شفتى حجة الإسلام مطابقت آن را با اصل تأييد كرده بودند را به دست مى آورد و بالاخره در سال 1377 ق حاج سيد محمد صادق طباطبائى حكيم نجفى به وسيله نامه به ايشان متذكر مى گردد كه به شجره نامه اولاد علامه سيد مير قاسم قهپائى برخورده كه آن را مير سيد على طباطبائى زواره اى در سال 1212 ق از روى شجره نامه اى كه موشّح به امضاء و مهر علماى معاصر مير قاسم بوده استنساخ نموده ، و برخى از اولاد و احفاد مير قاسم به خط مير كاظم بن مير افضل به آن ملحق شده اند و در آن ماجراى فرار مير جهان و مير عماد و خروج آنان از لباس سيادت ذكر شده و تصريح شده كه اولاد مير جهان بن مير افضل بن مير كاظم جشوقانى از اعقاب مير قاسم قهپائى مى باشند ولى اهميتى به اين بحث نداده و در زى غير سادات باقى مانده اند .
سرانجام در سال 1379 ق در مجلسى كه به همين جهت در شهر مقدّس قم منعقد گرديد مرحوم ميرجهانى توسط آية الله العظمى بروجردى به لباس و هيئت سيادت درآمد و عمامه مشكى بر سر نهاد .
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 459
مساهمون: الشيخ رحيم القاسمي
ص٤٥٩