تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
مى نويسد : « وفات مرحوم سلطان العلماء آقا ميرزا سيد محمد امام جمعه كه چون خبر به شاه رسيد گفت : ما امروز بر اصفهان و بلاد مجاورش دست شاهى يافتيم . و اين جلال از دو رهگذر بود : يكى رسيدگى به امور مردم كه از سپيده تا نيم شب به مهمات و معظم امور مى پرداخت . دوم : به سخاوت و بذل و همتش كه وظيفه خواران بسيار داشت و حرمت اهل علم را خاطر مى گماشت . امامت را برادر آن مرحوم ، آقا مير محمد حسين پس از دادن پانزده هزار تومان تعارف متقلد گرديد . جابرى در وقايع سال 1293 به عملكرد ناشايست ميرزا محمد حسين امام جمعه اشاره كرده و مى نويسد : « يكى از اتباع امام جمعه باده خورده ، طلاب نزد مرحوم شيخ [ محمد باقر نجفى ] بردند ، شيخ ، ملا محمد نقنه اى را فرمود او را حد زد . امام فرستاد ملا محمد را بردند و سر آخور بستند » . جابرى سپس تحت عنوان لطيفه مى نويسد : « مريدان آقاى ميرزا محمد على فرزند مرحوم آقا ميرزا جعفر امام جمعه سابق ، كه هم جامع معقول و منقول و هم ايام را به عبادت مشغول بود ، عيد نوروز به ديدن رفته ، وقت ظهر رسيده ، برخاسته بود به نماز . مريدان به او اقتدا كرده بودند . خبر به آقاى [ ميرزا محمد حسين ] امام رسيده ، فرستاد مأمومين را آوردند و به چوب بستند . آن روز فرياد « ويل للمصلّين » از زير فلك به فلك مى رسيد . يكى مى گفت : به من گفتند نماز تنها جزو فحشا و منكر است ؛ از آن رو به جماعت ايستاده ام . ديگرى به توبه زبان مى گشود كه تا زنده ام اصلًا نماز نمى خوانم . سوّمين سوگند مى خورد به همه عمر ، اين نماز اولم بود كه به من ميمنت نداشت . بارى آقاى آقا ميرزا محمد على با دلى شكسته به زيارت مشهد رفت ، و چنان شد سال بعد در كدورت امام با ظلّ السلطان ، كالباحث عن حتف أنفه ، بدون تفكّر
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 404 | الشيخ رحيم القاسمي