تا جو را بخورد ، و بعد از آن متوجّه نماز شام مىشدند .
بنده از ايشان پرسيدم كه شما چه مىكنيد ؟ فرمودند كه حاجى مرد بدى نيست ، كه خدمات آخوند اكثر به او رجوع بود ، و من احتياط كردهام و جو را بيشتر مىدهم كه اگر بردارد بر سبيل فرض از جهت استران ، مقدارى بماند كه كافى باشد .
عرض نمودم كه كسى كه از خدا نمىترسد همه را بر مىدارد !
فرمودند كه پس چه كنيم ؟ گفتيم : مثل مولانا احمد اردبيلى رحمه الله كنيد .
گفتند : فرصت ندارم ، و متفكّر شدند . عرض نمودم كه چه دليل داريد كه جو بايد داد هر گاه كاه دارد ، و شما مىبينيد كه هميشه آخرش كاه دارد . از جهت اقلّ واجب كافى است ، و جو تبرّعى است ، اگر بدهيد بهتر و الا بر شما چيزى لازم نيايد .
تحسين فرمودند . بعد از آن عرض نمودم كه اگر استر شما جو نخورد چنين تند نخواهد رفت . اين نيز قرينه عظيم است از جهت آن كه جو را تمام مىدهد . با آن كه افعال مسلمين محمول بر صحّت است .
ديگر تحسين فرمودند ، و فرمودند كه مرا خلاص كردى ، مدّتى است كه در اين فكرم و در خاطر جا كرده بود كه چون متعارف است جو ، البته ضرور باشد . و حق با توست ، حديثى نداريم كه جو بايد داد ، و هر چه گفتى همه را خوب گفتى . حشره الله تعالى مع الأئمة المعصومين سلام الله تعالى عليهم أجمعين » . « 1 »
خاتون آبادى در حدائق المقرّبين مى نويسد :
« مولانا عبد الله شوشترى از تلامذه آخوند ملا احمد [ مقدّس اردبيلى ] است و در زهد و عبادت و تقوى و ترك دنيا تالى استاد خود است ، و مدّت مديد در نجف اشرف ساكن بود و در خدمت آخوند تلمذ مى نمود ، و بعد از آن به اصفهان آمد . . .
و عبادات او در اين مرتبه بود كه هيچ نافله اى از او فوت نمى شد ، و صائم الدهر
هامش
( 1 ) . لوامع صاحبقرانى ، ج 7 ، ص : 389 .