تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
إلي كربلا وأدّي دينه مرض ومات يوم التاسع ، و دفن في منزله ؛ إلى غير ذلك من الكرامات العديدة ، قدّس الله روحه الشريف » . « 1 » محدث نورى در نجم الثاقب ( حكايت بيست و نهم ) قصّه امير اسحاق استرآبادى را از خط مولاا محمد تقى مجلسى بدين صورت ترجمه و نقل نموده است : « و بعد ، پس به تحقيق كه التماس كرد از من سيد نجيب اديب حسيب ، زبده سادات عظام نقباى كرام ، امير محمّد هاشم - أدام الله تعالى تأييده ، بجاه محمّد وآله الأقدسين - كه اجازه دهم براى او حرز يمانى را كه منسوب است به أمير المؤ منين وإمام المتقين و خير الخلائق بعد سيد النبيين ، صلوات الله وسلامه عليهما ما دامت الجنّة مأوى الصالحين . پس اجازه دادم براى او - دام تأييده - اين كه روايت كند اين دعا را از من به اسناد من از سيد عابد زاهد ، امير اسحاق استرآبادى كه مدفون است به قرب سيد باب أهل الجنّة اجمعين ، كربلا ، از مولاى ما مولى الثقلين ، خليفة الله تعالى ، صاحب العصر والزمان ، صلوات الله عليه وعلى آبائه الأقدسين . سيد گفت : من مانده شدم در راه مكّه و پس افتادم از قافله ، و مأيوس شدم از حيات ، و بر پشت خوابيدم مانند محتضر ، و شروع كردم در خواندن شهادت ، كه ناگاه ديدم بالاى سر خود ، مولاى ما و مولى العالمين ، خليفة الله على الناس اجمعين را . فرمود : برخيز اى اسحاق ! پس برخاستم ، و من تشنه بودم ، پس مرا سيراب نمود و به رديف خود سوار نمود . پس شروع كردم در خواندن اين حزر ، و آن جناب ، اصلاح مى كرد آن را ، تا آن كه تمام شد . ناگاه خود را ديدم در ابطح . پس ، از مركب فرود آمدم ، و آن جناب غايب شد ، و قافله بعد از نُه روز رسيد . شهرت كرد بين اهل مكّه ، من به طى الارض آمدم ! خود را پنهان نمودم بعد از اداى مناسك حجّ . و اين سيد حجّ كرده پياده ، چهل مرتبه ، و چون مشرّف شدم در اصفهان به خدمت
هامش
( 1 ) . ميراث حديث شيعه ج 4 ص 504 505 .
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 187 | الشيخ رحيم القاسمي