تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤
واجب است كه به آن مرد حد بزند . ( 1 ) و با ديدن او به بيّنهء ديگرى نياز نيست ، بدان جهت كه امام امين خدا در ميان آفريدگان او است . و اگر ببيند كه مردى در حال دزدى است ، بايد كه او را دور كند و از آن كار باز دارد و بگذرد . گفتم : چگونه چنين است « 1 » ؟ گفت : بدان جهت كه چون حق مخصوص به خدا باشد ، بر امام اقامهء آن واجب است ، و چون از مردم باشد ، پس به دست خود مردم است .

و - پذيرفتن انتقاد و دورى جستن از خودرأيى

قرآن

1 - * ( . . وَشاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ ) * . . « 2 » . . ( اى پيامبر ! ) با ايشان در كار مشورت كن . . 2 - * ( وَإِذا قِيلَ لَه اتَّقِ الله ، أَخَذَتْه الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ ، فَحَسْبُه جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهادُ ) * « 3 » چون به او گفته شود كه از خدا بترس ، حميّت او را به گناهكارى بر مىانگيزد ، پس جهنم او را بسنده است و آن بد جايگاهى است

حديث

1 - الامام علي « ع » - من العهد الاشتري : إنّ شرّ وزرائك ، من كان للأشرار قبلك وزيرا . . ثمّ ليكن آثرهم عندك ، أقولهم بمرّ الحقّ لك ! و اقلَّهم مساعدة فيما
هامش
« 1 » يعنى : چگونه اگر شخصى را در حال دزدى ديد ، بايد او را باز دارد و بگذرد . « 2 » سورهء آل عمران ( 3 ) : 159 . « 3 » سورهء بقره ( 2 ) : 206 .