تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣

ياد آورى

در پايان اين فصل ، ياد آورى چند موضوع را لازم دانستيم : 1 - در فصلهاى پيشين ( چنان كه خوانندگان ملاحظه كرده‌اند ) ، بر اين مطلب - بر اساس قرآن و حديث - تأكيد كرديم كه عالمان ربّانى ادامه دهندگان راه پيامبران و اوصياى پيامبرانند . بنا بر اين ، بايد سلوك فردى و مشى اجتماعى و سياسى و اقتصادى و معاشرتى و معيشتى آنان ، در همان جهتى قرار داشته باشد كه سلوك فردى و مشى اجتماعى و سياسى و اقتصادى و معاشرتى و معيشتى پيامبران و امامان قرار داشته است . اين اصلى است كه اگر از آن چشم بپوشيم و بگذريم ، به چه دليلى مىتوانيم بر پيروى از عالم دينى تأكيد كنيم ؟ آنچه در احاديث نيز رسيده است همين است . يعنى ائمّهء طاهرين « ع » نيز مردم را به كسانى رجوع داده‌اند كه معارف و اخلاق و احكام ايشان را بدانند و خود بدان معارف معتقد و پايبند باشند و بدان اخلاق خويگر و متخلَّق و بدان احكام عامل . « 1 » علَّامهء مجلسى نيز « فقيه » را همين گونه تعريف كرده است . « 2 » با اين حساب روشن ، بايد روح كلى تعليمات پيامبران و اوصيا ، در افكار و عقايد و احكام و فتاوى و موضعگيريها و معاشرت و معيشت عالمان دينى نمودار باشد . روح كلى تعليمات ياد شده - كه همان دين خدا است - دعوت به توحيد ، و اقامهء قسط و داد و ايجاد عدالت اجتماعى و اقتصادى است . بنا بر اين ، هر حكمى ، طرز فكرى ، برداشتى ، مصاحبت و معاشرتى ، معيشت و تنعّمى كه با اجراى اين اصل در اجتماع و گسترش دادن آن در ميان مردم مخالف باشد ، و اين هدف را سست يا خنثى كند ، و جانب توانگران و زورمندان را - كه مانع اجراى عدالتند - نيرو بخشد ، به هيچ روى ، دينى و الهى نخواهد بود ، و هيچ
هامش
« 1 » رجوع كنيد به فصل سوم ، و يازدهم ، و سيزدهم و چهاردهم از همين باب . « 2 » « بحار » 2 / 158 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 593 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام