3 - تمايل به امور دنيوى و برخوردارى از آن و اندك بودن ملكهء تقوى و ورع .
4 - زير نفوذ هواى نفس بودن و سستى عقل و بصيرت .
5 - خاموشى گزيدن در برابر جباران و متجاوزان و رو به رو نشدن با ايشان براى گريز از ناملايماتى كه ممكن است پيش آيد .
6 - احساس سستى و خوارى ، و بدبينى نسبت به اقدام و حركت آفرينى در امت ، و پرداختن به هدفهاى مقطعى و كم دامنه .
7 - تفقه بدون علم ( به معنى گسترده اى كه بدان اشاره شد ) .
8 - مخلص نبودن در جهتگيريها و برداشتها و احساسات .
و به صورت كلى ، هر صفت يا حالتى كه متناسب با وضع و موقعيّت ايشان ، به عنوان جانشينان ( جانشينان ) خدا در زمين ، نباشد با اين مقام دينى و مسئوليّت بزرگ منافى است . اين مقامى است كه به كمال رساندن جريانى كه براى آن ، خونهاى پيامبران و اوصياى ايشان در طى قرنهاى متوالى مبارزهء حق و باطل با يك ديگر ريخته شده ، اكنون بر عهدهء آن است . و اينك دسته اى از احاديث كه در همين زمينه وارد شده است :
حديث
1 -
الامام علي « ع » : آفة الزّعماء ، ضعف السّياسة « 1 »
.
( 1 ) امام على « ع » : ضعف ( مديريّت ) سياسى ، آفت پيشوايان است . 2 -
الامام علي « ع » : آفة العامّة ، العالم الفاجر « 2 »
.
( 2 ) امام على « ع » : عالم فاجر ، آفت عوام است . 3 -
الامام الصادق « ع » : عن آبائه ، عن عليّ « ع » : إنّ في جهنّم رحى تطحن خمسا ، أفلا تسألوني ما طحنها ؟ فقيل له : و ما طحنها يا امير المؤمنين ؟ قال : العلماء
هامش
« 1 » « غرر الحكم » / 136 .
« 2 » « غرر الحكم » / 137 .