« ممتحنه » امتحان القلب بهر مؤمنات * « صف » « جمعه » همچو بنيانى كه باشد آهنين
پيكر « منافقون » گرچه درشت است وستبر * هست چون طبل تهى لاف وگزاف كاذبين
از « تغابن » رست هر كو داد دنيا را « طلاق » * تو پى « تحريم » حل اللَّه مشو خلوت گزين
« ملك » آن أو « قلم » در حكم و « حاقه » روز حق * وان « معارج » پايههاى روح تا عرش برين
« نوح » پيغمبر نجى شد از دعاى مصطفى * جن وانس از سفره انعام عامش ريزه چين
يا « مزمل » يا « مدثر » گو « قيامت » قائم است * « دهر » از ذكر تو خالى نيست هم تا يوم دين
يوم فصلى هست در پايان قسم بر « مرسلات » * وان « نبأ » آيد ألم نخلقكم من ماء مهين
« نازعات » وزجرة واحد ببين منما « عبس » * چون كه تو ديدى شروق شمس « تكوير » ش ببين
« انفطار » آسمان بين چون قيامت شد بپا * پاى ميزان گفت هر كس ويل « للمطففين »
« انشقاق » افتد در اين ذات « البروج » و « طارق » اش * ربنا « الأعلى » چو خواهد كرد بر پا يوم دين
راست باشد « غاشيه » ، سوگند بر « فجر » وبه وتر * نى قسم بر اين « بلد » چون تو در آن هستى مكين
« شمس » رويت ، « ليل » مويت ، و « الضحى » پيشانيت * « انشراح » از سينهات سوگند بر زيتون و « تين »
از « علق » آن « قدر » زايد تا كه خير از الف شهر * « بيّنه » خواهى بخواه از متن قرآن مبين
المفصل فى تراجم الاعلام — صفحة 373
مساهمون: السيد أحمد الحسيني الاشكوري
ص٣٧٣