نيست 142
مذمّت كردند دنيا را مردانى چند در بامداد عقوبت و ندامت 150
مرا احتياج به آب شده بود ديشب و صبح شد و خوف داشتم كه نماز من فوت شود 253
مرا به درگاه پروردگار خود خواندهاند و نزديك است كه اجابت كنم 219
مرا خبر داد كه در اين بيمارى رحلت خواهم نمود 280
مراد از آن چيز ، ولايت علىّ است 299
مراد از
« الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ »
پيغمبر است و از « صدّق به » امير المؤمنين 308
مراد از
« الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
علىّ و حمزه و عبيده است 312
مراد از
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ »
ابو جهل است و از « إلّا الذين آمنوا » على و سلمان 296
مراد از « صادقين » علىّ است 285
مراد از
« مَنِ اتَّبَعَنِي »
علىّ است 290
مراد از « من يعلم » علىّ است 290
مراد از « مؤمن » علىّ است و مراد از « فاسق » وليد 284
مراد امير المؤمنين است كه آن حضرت مالك چهار درهم بود : يكى را در شب انفاق نمود 285
مراد امير المؤمنين ( ع ) است كه مؤمن بود و مهاجر 304
مراد اين است كه مكشيد اهل بيت پيغمبر خود را 317
مراد به
« صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ »
علىّ است 287
مراد به « ناس » ماييم 314
مراد علىّ و فاطمه ( ع ) است 304
مراد ، مبغضين علىّ است كه از طور سخنان ايشان عداوت و بغض مىطراود 298
مرحبا اى عمّار ! خواهد بود در اين امّت بعد از من فتنهها 131
مردم از درختهاى مختلفند ؛ و من و تو اى علىّ ! از يك درختيم 288
مردمان فرزند آن چيزىاند كه او را خوب مىدانند 175
مردم چنان مىگويند كه استخلاف من در مدينه به جهت بىتوجّهى و استثقال است 115
مردم دوست مىدارند قوم خود را 244
مردى است كه جمع كرده باشد و فراهم آورده باشد جهل و نادانى را ، شتابنده است در ميان جاهلان امّت 163
مژده باد تو را اى فاطمه ! و چشم تو روشن باد و محزون مباش 354
مسدود ساخت پيغمبر ( ص ) در خانهها را از مسجد 31
( مسيح ) بندهء خدا بود و اللّه تعالى او را