اصحاب پيغمبر را هجده سابقه و بزرگى بود ، سيزده تاى از آن مخصوص علىّ بود 48
اضلاع پهلوهاى او را بشمارند . اگر هر دو طرف مساوى باشد 58
اقتدا به پيغمبر ( ص ) كردم كه سعد بن معاذ را در امر بنى قريضه حاكم فرمود 135
اگر از حدّ بگذرد او را سيرى و پرخورى ، در تعب و رنج اندازد او را افراط طعام و پرخورى 173
اگر امامت آن حضرت به ظلم مىبود ، اوّل كسى كه از او جدايى مىكرد پدر تو بود 372
اگر اين جماعت ، دانسته رعايت تو كردهاند و خوشآمد تو گفتهاند ، پس خيرخواه تو نبودهاند 57
اگر برسد او را مصيبتى و بليّتى ، رسوا مىكند او را بىقرارى و زارى 173
اگر تاريك و پوشيده شود بر او كارى كتمان مىكند و مىپوشاند آن كار را 166
اگر بگزد او را درويشى و ضرر رساند به او بىچيزى ، مشغول گرداند او را بلا و محنت 173
اگرچه اشرار در عالم بسيار است ، ليكن زمين خالى نيست در هيچ زمان از كسى كه حجّت خدا باشد بر خلق او 155
اگر دروغ گويى ، خداى تعالى چشم تو را كور كند 85
اگر دست دهد او را نوميدى 172
اگر عارض شود او را غضب و خشم ، سخت شود به او خشم و شدّت غيظ 172
اگر علىّ نمىبود ، هر آينه عمر هلاك مىشد 45
اگر غالب شود او را ترس و وهم در حين غفلت ، مشغول سازد او را ترسيدن و مشغول شدن به حذر 172
اگر فايده گيرد از مالى ، طاغى و ياغى سازد او را توانگرى 173
اگر فراخ شود او را ايمنى و منبسط شود به آن ، ربايد او را فريب و غرور 172
اگر قبيلهء مضر و ربيعه جمع شوند و جهد كنند ، برنمىتوانند داشت پارهاى از مرا 346
اگر كسى داناتر به كتاب خدا از من مىبود ، هر آينه جهت تعلّم به پيش او مىرفتم 310
اگر كوشش دهد و در تعب اندازد او را گرسنگى ، بيندازد او را سستى و ناتوانى 173
اگر گاو به جايگاه الاغ آمده و او را كشته ، صاحب گاو بايد كه قيمت آن را به صاحبش بدهد 51
اگر متجّدد شود و تازه و پى در پى حاصل شود او را نعمت ، مىگيرد او را تكبّر و
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 508
مساهمون: محمد باقر شهرستانى موسوى
ص٥٠٨