تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
ابن عبّاس ! بپرهيز از آنكه تو را شكّى عارض شود دربارهء او . بدرستى كه شكّ نمودن دربارهء علىّ 363 ابن عبّاس روايت است كه آيه چنان است كه : « مسؤولون عن ولاية علىّ بن أبى طالب » 285 ابن عبّاس روايت كرده از حضرت رسول اللّه پرسيدند كه اين جماعت كيانند كه محبّت ايشان بر ما فريضه است 308 ابن عبّاس ! قسم به آنكه مرا فرستاد به پيغمبرى كه اگر ملائكهء مقرّبين و انبياى مرسلين جمع شوند بر بغض علىّ 361 ابن عبّاس ! مخالفت كن با كسى كه مخالفت كند با علىّ 362 ابن عبّاس ! هرگاه خواهى كه خدا را ملاقات كنى و او از تو راضى باشد ، پس برو به راه علىّ 363 ابن مسعود اين آيه را چنين مىخواند كه : « كفى اللّه المؤمنين القتال بعلىّ » 292 ابو سعيد خدرى روايت كرده قصّهء غدير خم را 305 ابو موسى تنك عقل است و دل او با دشمن ما است 129 اتّفاق كرده‌اند همهء مفسّرين بر اينكه اوّل كسى كه ايمان آورد به رسول 33 از آنچه حضرت رسول به من عهد فرمود ، اين است كه دوست نمىدارد مرا كافر 328 از آن روز كه آن حضرت آن دعا دربارهء من فرمود ، هرگز نشنيدم چيزى از آن حضرت كه فراموش كرده باشم 301 از براى علىّ ( ع ) سه منقبت بود كه هريك دوست‌تر بود نزد من از شتران سرخ‌موى 80 از حضرت رسول در حقّ او سخنى جارى شد كه به او حجّتى ثابت نمىشود 370 از خدا طلب كن تا آفتاب را براى تو برگرداند تا نماز را ايستاده 86 از خداوند عالميان سؤال كرد كه آفتاب را برگرداند تا همهء اصحاب نماز 87 از خداى تعالى سؤال كردم كه اين را گوش تو گرداند 301 از خودش بپرس كه چه مىگويد و چه اختيار مىكند 107 از علىّ چه مىخواهيد ؟ علىّ از من است و من از اويم 222 از فرزندان دختر من فاطمه است . ظاهر مىسازد اللّه تعالى حق را به ايشان 366 از لشكر معاويه مردى بيرون آمد نام او عروة بن داود بود 126 اسلام قوّت گرفت و درست ايستاد بر قوائم خود به شمشير مرتضى علىّ 303 اسلام محو مىكند آنچه در جاهليت واقع شده باشد 116