حديث است :
روايت كرده خوارزمى و غير او از عامر بن واثله كه گفت : من با حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - در خانه بوديم در روز شورا ( يعنى آن روزى كه عمر وصيّت كرده بود كه شش نفر از صحابه با يكديگر مشورت نمايند در باب نصب خليفه ) شنيدم كه آن حضرت مىفرمود به ايشان كه : « بر شما حجّتى تمام كنم كه عرب و عجم شما ردّ آن نتواند كرد . » پس فرمود كه : « قسم مىدهم شما را به خدا اى « 1 » جماعت ! كه آيا ميان شما كسى هست كه اللّه تعالى را به يگانگى پرستيده باشد پيش از من ؟ »
ايشان همگى گفتند : « اللّهمّ ! لا » ( يعنى : « خدا مىداند كه نيست . » )
پس فرمود كه : « قسم مىدهم شما را كه در
/ 128 B /
ميان شما كسى هست كه او را برادرى باشد ، مثل برادر من جعفر طيّار كه پرواز مىكند با ملائكه در بهشت ؟ »
گفتند : « اللّهمّ ! لا . »
و فرمود كه : « قسم مىدهم شما را به خدا كه در ميان شما كسى هست كه او را عمّى مثل عمّ من حمزه شير خدا و شير رسول خدا و سيّد الشهداء بوده باشد ؟ » همگى گفتند : « اللّهمّ ! لا . »
و فرمود كه : « قسم مىدهم شما را كه در ميان شما كسى هست كه زنى مثل دختر رسول خدا و سيّدهء زنان اهل بهشت داشته باشد ؟ »
و همگى گفتند : « اللّهمّ ! لا . »
پس گفت كه : « قسم مىدهم شما را به خدا كه در ميان شما كسى هست كه دو
هامش
( 1 ) . س : اين .