مخفى نماند كه به اين دليل كه مصنّف بيان كردند ، ثابت مىشود جميع صفات ثبوتى و نفى جميع صفات سلبى ، و اين ظاهر است به ادنى تأمّل ؛ پس تأمّل كن .
فقير حقير كثير التّقصير مىگويد كه كلام مصنّف - قدّس اللّه سرّه - به حسب ظاهر ، نيست خالى از خللى . زيرا كه « غنى » صفت ثبوتى است ، و گفتن اينكه « 1 » غنى صفت سلبى است « 2 » ، نيست از طريق صواب ، بلكه صواب آن بود كه كلام مثل اين واقع شود : « السابعة أنّه تعالى ليس محتاجا » إلى آخره .
و جواب اين اعتراض آنكه « 3 » : شايد « 4 » مصنّف چيزى ملاحظه نموده باشد كه عقل ناقص اين فقير به آن نرسيده ؛ و اللّه تعالى أعلم بالصواب .
و نيز ثابت شد كه اللّه تعالى متّصف است به صفت جود ؛ و مخفى نماند كه مصنّف [ 19 ] - قدّس اللّه سرّه - بيان نفرمودهاند در صفات سلبيه نفى مثل و نفى ضدّ را « 5 » و « 6 » عدم ذكر نفى مثل و نفى ضدّ سابقا معلوم گشت و عدم ذكر صفات ثبوتى كه مذكور شد ، بعضى از اين دليل ظاهر مىشود ، و جهت آنكه هر محلّ ثابت شد كه اللّه تعالى واجب الوجود است ثابت شد « 7 » كه اللّه تعالى متّصف است به جود . زيرا كه معنى جود « إفادة ما ينبغى لا بعوض » است ؛ يعنى فايده رسانيدن به كسى كه سزاوار آن است بدون عوض ، كه اگر اللّه تعالى فايده رسانيده باشد به عوض - چنانچه ممكنات اينگونهاند « 8 » - هرآينه احتياج واجب لازم مىآيد و احتياج واجب الوجود خلاف وجوب وجود است .
و همچنين ثابت شد كه اللّه تعالى متّصف است « 9 » به ملكيّت . از براى آنكه معنى ملك آن است كه او مستغنى است از غير ، و غيرمحتاج باشد به او ؛ و هر محلّ ثابت شد وجوب وجود ، ثابت شد كه اللّه تعالى ملك است .
هامش
( 1 ) . س : كه .
( 2 ) . س : - است .
( 3 ) . س : كه .
( 4 ) . س : - شايد .
( 5 ) . س : - را .
( 6 ) . س : + سلب .
( 7 ) . س : - شد .
( 8 ) . س : - اين گونهاند .
( 9 ) . س : - است .