خمسهء مذكوره بر تمامى مكلّفين به دليل ، و مقتضى است وجوب معرفت بر هر مؤمنى ، و مراد از مسلم در كلام مصنّف - قدّس اللّه سرّه - مؤمن است « 1 » ، چنانچه كلام مصنّف كه بعد از اين مذكور مىشود ، دالّ است بر اين ؛ و بعضى شارحين كلام مصنّف را كه مذكور شد كه « لا يمكن » ، به « لا يجوز » تفسير كردهاند ، احتياج نيست ، چنانچه به تأمّل ظاهر مىشود . پس تأمّل بايد كرد .
و من جهل شيئا منه
يعنى : كسى كه جاهل باشد چيزى را از اين امور خمسه ؛ به اين معنى كه اصلا تصوّر نكرده باشد ، و اين جهل بسيط است ؛ يا آنكه تصوّر كرده باشد « 2 » آنچيزى را كه خلاف واقع است ، مثل خلافت ابا بكر و عمر و عثمان ، اين جهل مركّب است ؛ و اين هردو قسم خارج است از ربقهء مؤمنان .
خرج عن ربقة المؤمنين .
« ربقه » به كسر « راء » و سكون « باء » در لغت ريسمانى را گويند كه در او حلقههاست كه حيوانات را مىبندند ؛ و اينجا استعاره است .
و مراد از ربقهء مؤمنان ، ايمان جامع است ميانهء مؤمنان . از براى آنكه ايمان شرعى ، تصديق قلبى و لسانى است به جميع چيزهايى كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - به آن آمده است ؛ و اين موجب استحقاق ثواب دائم است و دانستن آنكه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - به آن آمده است به طريق تواتر است ؛ و جاهل به امور
هامش
( 1 ) . منظور شارح اين است كه « اسلام » در اين عبارت « على أحد من المسلمين » به معنى ايمان از روى استدلال است و فقط در اقرار به شهادتين خلاصه نمىشود .
( 2 ) . س : باشند .