اوضاع سخت و دشوار خود خطاب به پدر مىنويسد : « از براى مخارج شخصيه هم خيلى سخت مىگذرانم و مقروض هم شدهام » .
سه سال پس از آن تاريخ ، نامهء حدود شوال 1326 ق ، كه سيد احمد پس از فوت مرحوم آيت اللّه حاجى ميرزا حسين تهرانى به پدر نوشته ، همچنان حكايت از مضيقهء مالى شديد او دارد : « مطلب ديگر از بابت قروض حقير [ است ] كه اطرافم را گرفته و بسيار پريشانم نموده . علاوه آنكه سر زمستان ، نه لباس داشتيم [ نه ] آذوقه ، نه لوازم زندگى . لذا لا بدّا دو فقره برات كردم به عهدهء آقاى اخوى آقا سيد على . يك فقره صد تومان و يك فقره سه ليره . اداء آنها بسته به مرحمت حضرت عالى است . . . » . چنان كه نامهء 11 رجب 1327 وى به پدر نيز سرشار از شكايت از فقر و كمبود شهريه است : « به واسطهء كثرت عيالات الحمد للّه و كمى شهريهء حقير ، مبالغى از جهت « 1 » مخارج شخصى علاوه بر قروض بابت طبع كتاب ، قروضى شخصى دارم . مستدعيم اولا بعضى سفارشات به تجار يزدى يا غيره مرقوم داريد يا قبض مرحمت فرماييد كه اعانتى نمايند قروض حقير ادا شود و استدعاى ديگر آنكه مقدارى بر شهريهء حقير علاوه فرماييد كه كفايت مخارج حقير [ را ] بنمايد و ديگر مقروض نشوم كه ديگر طاقت قرض ندارم . بسته به توجه و مرحمت حضرت مستطاب عالى است » .
حتى از نامههاى سيد احمد به پدر ( مورخ حدود جمادى الثانى 1327 يا اندكى بعدتر ) برمىآيد كه صاحب عروه ، اقدام فرزندان خود به چاپ و فروش رسالههاى عمليه و كتب فقهى پرفروش ايشان به انگيزهء انتفاع مادى را خروج آنان از زىّ روحانيت قلمداد مىكرده است :
. . . علت آنكه اقدام در تعجيل طبع آن [ كتابها ] نمودم ملاحظه كردم در اين موقع بعد از فوت مرحوم حاجى « 2 » توجه عموم مردم به حضرت عالى بوده و بعضى هم به آقا ميرزا محمد تقى . « 3 » و رساله هم در دست نبود و لازم بود كه انتشار نمايد . اين بود به آقاى اخوى نوشتم و ايشان هم به اجازهء حضرت عالى اذن دادند ، لذا طبع شده و منتشر گرديد و آن نسخهء صراط المستقيم را هم براى عوام لازم بود ، دادم طبع نمودند و به اين جهت مقدارى مقروض شدم كه هنوز هم باقى است .
هامش
( 1 ) . در اصل : جهة .
( 2 ) . مراد ، حاجى ميرزا حسين تهرانى ، يكى از مراجع مشروطهخواه نجف است .
( 3 ) . ميرزا محمد تقى حائرى شيرازى ، مشهور به ميرزاى دوم يا ميرزاى كوچك .