شهره به زهد و پارسايى
از ديدگاه سيد : زهد ، ريشه و بنيان و وسيلهء كسب سعادتها است و نگينى درخشان بر رشتهء گردنبند فضيلتها ، چنان كه متقابلا حرص و آز از پستترين خصلتها است .
* الزهادة واسطة القدرة من السعادة .
* الزهادة مجمع كل سعادة .
* الزهادة واسطة قلادة الفضائل و الحرص و الطمع من ارذل الخصائل .
سودمندترين كالا در بازار آخرت ، بىرغبتى به زرق و برق دنيا است و گرامىترين خوى يك انسان فرهيخته ، گسستن رشتههاى وابستگى به دنيا و دنياوى از دستوپاى روح و روان . آنكس كه از تمتع در دنيا كاسته و بر خضوع و بندگى نسبت به خداوند بيفزايد ، اگر چيزى را هم در دو روزهء دنيا گم كند ، در آخرت خواهد يافت :
* اربح البضايع فى سوق الآخرة الزهد فى الدنيا الداخرة .
* من انفس الاخلاق قطع العلقة عن الاعلاق .
* اقنع بالزهيد من القوت و قم لله بالقنوت فان فاتك شىء فى الدنيا ففى الآخرة لا يفوت .
از آنچه گفتيم ، تكليف آز و طمع نيز كه مايهء رنجش و رمش ديگران از شخص آزمند است ، معلوم مىگردد . چه ، طمع ، فقرى است كه طمعكار همواره در آستين خويش حاضر دارد و از آن بدتر اينكه ، طمع ، دام شرك است ، زيرا كه حرص به مال ، زر و سيم دنيا را در چشم تنگ فرد حريص ( نعوذ باللّه ) در رديف خداوند نشانده و به پرستش آن وا مىدارد :
* الطمع حبالة الكراهية .
* الطمع فقر حاضر .
* الطمع شرك الشرك .
زهد و بىرغبتى به زرق و برق دنيا ، و دورى از آزمندى ، درخت بارآورى است كه ميوهء آن : بىنيازى از صاحبان زروزور ، و مناعت در برابر نازوغمزهء آنها است . از ياد نبريم كه : « طمع » هميشه با « ذلت » همراه است ، چنان كه « قناعت » پيوسته قرين « عزت »