يك روز كشيده اى ؛ ( 1 ) و بدين گونه اندوه خود را بزرگ ، و گرفتارى خود را فراوان ، و رنج خود را زياد كرده اى . و با دل بستن به اميد و آرزو از اقدام و كوشش بازمانده اى ، در حالى كه اگر دل خويش از آرزو تهى ساخته بودى ، به كوششى بيش برمىخاستى .
آيا نمىبينى كه دنيا ساعتى ميان دو ساعت است ؟ : ساعت گذشته ، و ساعت باقيمانده ، و ساعتى كه در آنى ؛ تو اكنون از آسايش ساعت گذشته و ساعت آينده لذتى نمىيابى ، و از سختى آنها دردى احساس نمىكنى .
پس ساعت گذشته و ساعتى را كه اكنون در آنى ، همچون دو مهمان بدان كه بر تو وارد شدهاند . آنكه از پيش تو رفته تو را نكوهش مىكند ، و آنكه بر تو وارد شده تجربه اى از گذشته برايت آورده است . 12
الامام علي « ع » : عباد الله ! الآن فاعملوا ، و الألسن مطلقة ، و الأبدان صحيحة ، و الاعضاء لدنة ، و المنقلب فسيح ، و المجال عريض . . . « 1 »
( 2 ) امام على « ع » : بندگان خدا ! اكنون به كار برخيزيد كه زبانها باز است ، و بدنها تندرست ، و اندامها نرم و به اختيار ، و عرصهء فعاليّت گسترده ، و ميدان كوشش بزرگ . 13
الامام علي « ع » - في العهد الأشتريّ : . . و أمض لكلّ يوم عمله ! فإنّ لكلّ يوم ما فيه . و اجعل لنفسك فيما بينك و بين الله ، أفضل تلك المواقيت ، و أجزل تلك الأقسام ؛ و إن كانت كلَّها لله إذا صلحت فيها النّيّة ، و سلمت منها الرّعيّة . « 2 »
( 3 ) امام على « ع » - از « دستورنامهء حكومتى » مالك اشتر : كار هر روز را در همان روز انجام بده ، زيرا كه هر روزى مخصوص كار همان روز است . و از
هامش
« 1 » « نهج البلاغه » / 632 ؛ عبده 1 / 431 .
« 2 » « نهج البلاغه » / 1022 ؛ عبده 2 / 106 .