خوشش نمىآيد و مىخواهد او را طلاق بدهد .
« تبيان » : فالنشوز يكون من قبل المرأة خاصة . « 1 »
« مراسم » : النشوز و هى ان تعصى المرأة الرجل . « 2 »
ولى همانطورى كه مرحوم علامه از توهم ابن ادريس جواب داده است ، مقصود شيخ در « نهايه » اختصاص استعمال نشوز در نشوز مرد نيست ؛ چرا كه ايشان قرآن را مىدانسته است و استعمال نشوز در مورد زن در آيه
( وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ . . . )
« 3 » را ديده بوده است ، لكن با توجه به اينكه بحثش در كتاب طلاق بوده است و آيه قرآن در مورد نشوز مرد و راهى را كه براى جلوگيرى از طلاق براى آنها گذاشته است را بحث مىكرده است چنين تعبيرى كرده است كه يعنى نشوز در اينجا به اين معناست .
و شاهدش اين است كه خود ايشان در تفسير « تبيان » چون بحثش از آيه شريفه
( وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ . . . )
است ، در عبارتى كه از ايشان گذشت ، مىگويد كه پس نشوز فقط از جانب زن مىباشد ، كه ظاهرش موجب توهم اختصاص نشوز به زن است ولى اين توهم هم صحيح نيست و به جهت اختصاص بحث او در مورد نشوز زنان چنين تعبيرى نموده است . كما اينكه « مراسم » سلار هم كتاب مختصرى است و چون در صدد بيان همه صور مسأله نبوده است ، غرضش بيان خصوص نشوز زنان بوده است و شاهدش اين است كه بعد از آن مسأله ضرب را آورده است كه اختصاص به نشوز زن دارد .
اشتباه نسبت جواهر به راوندى : مرحوم صاحب جواهر به « احكام القرآن » راوندى كه مقصود همان « فقه القرآن » است ، اختصاص نشوز به زن را نسبت داده است . ولى اين نسبت ناصحيح است ؛ چرا كه تعبير قطب راوندى در يك جا نظير
هامش
( 1 ) - تبيان 3 : 190
( 2 ) - مراسم : 161
( 3 ) - نساء : 34