به طور مسند است ولى در كتب خاصه بدون سند در « تفسير عياشى » آمده است ، اگر چه سند داشته است و به جهت اعمال سليقه بعضى اسقاط شده است . در هر حال مقصود از عبيده در سند عبيده سلمانى است كه نوشتهاند كه سلمان بن يشكر از بطون عرب است و اين عبيده از آنهاست و لذا اينكه محدثين او را سَلَمانى مىخوانند ، با اينكه بايد سَلمانى گفته شود ، براى من روشن نشد .
طبرى نيز اين روايت را به طرق متعدد از امير مومنين عليه السلام روايت كرده است كه در يك طريقش همين عبيده سلمانى عن على عليه السلام است و در طريق ديگرش ابن سيرين عن عبيدة و در طريق سوم محمد عن عبيده است ، منتها در آنجا در نقل آخر حديث اختلاف وجود دارد ؛ در بعضى از آنها بعد از كلام رجل حضرت مىفرمايد : « كذبت والله لاتنقلب حتى تقر به مثل الذى أقرت به » و در بعضى مىفرمايد :
« كذبت والله حتى ترضى به مثل الذى رضيت به » و در بعضى ديگر مىفرمايد : « كذبت والله لاتبرح حتى ترضى به مثل ما رضيت به « 1 » » ، و در « مسالك » هم از كتب عامه روايت را نقل كرده است ولى يك سقطى در آن واقع شده است و « لاتنقلب » را نياورده است ؛ عبارتش اين است كه « كذبت والله حتى تقر به مثل الذى أقرت به » « 2 » .
دلالت روايت : گفته شده است كه اينكه حضرت دستور مىدهند كه شما حكمى را از اهل مرد و حكمى را از اهل زن بفرستيد ، معلوم مىشود كه بعث حَكَم وظيفه حاكم نيست . مرحوم ابن جنيد مىگويد : حاكم به زوجين دستور مىدهد كه هر كدامتان فردى را انتخاب نموده و براى حكميت بفرستيد . « 3 »
و اما معناى ذيل روايت كه حضرت مىفرمايد « كذبت و الله . . . » به نظر مىرسد كه به داعى انشاء است و معنايش اين است كه تو قبل از حركت از اينجا ، وظيفه دارى كه موافقت كنى و خلاف جايز نيست .
هامش
( 1 ) - جامع البيان 5 : 102 - 101
( 2 ) - مسالك الافهام 8 : 368
( 3 ) - مختلف الشيعة 7 : 407