تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7716

مساهمون:

ص٧٧١٦

القول فى الشقاق

پس از بحث از نشوز كه موضوع آن عبارت از كراهت يك طرف از زوجين نسبت به ديگرى بود بحث واقع مىشود در جايى كه كراهت و تنفر از ادامه زندگى دو طرفى باشد و از آن تعبير به شقاق مىشود و عمده مباحث در اين بحث هم پيرامون آيه‌اى از قرآن است كه در آنجا براى حل مشكل پيش آمده از شقاق واقع شده بين زوجين مىفرمايد :
( وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها ، إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما ، إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً خَبِيراً )
« 1 » كه مقصود اين است كه حكمى از اهل زوج و حكمى از اهل زوجه با هم مذاكره نمايند تا اينكه به نحوى در بين ايشان صلح ايجاد نمايند . مباحث زيادى در اينجا مورد اختلاف قرار گرفته است كه عبارتند از : 1 - موضوع حكم به بعث حكمين چيست ؟ 2 - مخاطب حكم به بعث كيست ؟ 3 - حكميت است يا وكالت ؟ 4 - تعيين حكمين وظيفه كيست ؟ 5 - امر به بعث مولوى است يا ارشادى ؟ 6 - آيا حَكَم بودن اختصاص به اهل دارد ؟ 7 - آيا حكم حَكَمين در صورت غيبت احدالزوجين نفوذ دارد ؟ 8 - كدام شرايط نافذ و كدام يك غير نافذ است ؟ 9 - حكم بذل مال براى طلاق خلعى 10 - بطلان طلاق خلعى يا رجعى شدن طلاق ؟

ذكر روايات شقاق

قبل از شروع به بحث‌هاى مذكور ، مناسب است كه روايات بحث شقاق را از
هامش
( 1 ) - نساء : 35