بعضى مانند بزنطى را برگرداندند و نسبت به او احترام ويژهاى داشتند و دوم عامل عمومى يعنى ولادت حضرت جواد عليه السلام . چون واقفيه مىگفتند اگر حضرت رضا عليه السلام امام آخر نيست بايد اولاد پسر داشته باشد . بنابراين فردى مانند عمار بن مروان كه سابقه وقف ندارد وقتى از سماعة بن مهران حديث نقل مىكند در زمان وقف او چنين كارى نكرده است . و اين كه مروى عنه بعد تفسير مذهب بدهد به آن نقل پيشين ضررى نمىزند .
پس در بحث ما به هر حال روايت صحيحه وجود دارد . چه بگوييم يك روايت فقط هست و از سماعه است كه در زمان استقامتش از او نقل شده و چه سند كافى را جدا ملاحظه كنيم و آن را درست بدانيم ، يعنى عمار بن مروان از ابى عبد الله عليه السلام نقل كند ، روايت صحيحه خواهد بود . و به اين مسأله فتوا هم داده شده و شرط عدم دخول صحيح و نافذ خواهد بود .
شرط بلد يا قسمتى از بلد
مسأله اين است كه اگر زن هنگام عقد شرط كند در بلد و يا قسمتى از بلد خاصى زندگى كند و زوج هم قبول نمايد آيا بعد از عقد اين شرط لازم الاجرا است يا نه ؟
عدهاى از علماء اين شرط را نافذ مىدانند و عده ديگرى نافذ نمىدانند .
كسانى كه اين شرط را نافذ مىدانند ادلهاى دارند :
اول : قواعد :
مىگويند به مقتضاى قاعده « المؤمنون عند شروطهم » شرط فعل يا ترك امر جائز ، نافذ است و اينكه زوج همسرش را از بلد خارج نكند كار حرامى نيست بلكه جايز است ، در نتيجه اين شرط نافذ است :
دوم : روايات .
على بن اسماعيل الميثمى عن ابن ابى عمير و على بن حديد عن جميل بن دراج عن بعض اصحابنا عن احدهما عليهم السلام : فى الرجل يشترى الجارية فيشترط لاهلها ان