تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7305

مساهمون:

ص٧٣٠٥

بررسى روايات :

رواياتى كه پيرامون جواز يا عدم جواز شرط عدم تزويج به آنها استناد شده را مىتوانيم به 3 بخش تقسيم كنيم . 1 - رواياتى كه به اين بحث ارتباط ندارد و نمىتوان به آنها استدلال كرد . 2 - رواياتى كه دلالت بر جواز شرط عدم تزويج دارد . 3 - رواياتى كه بر عدم جواز چنين شرطى دلالت دارد . ما ابتدا اين 3 دسته از روايات را مورد بررسى قرار مىدهيم و در پايان به جمع‌بندى بين آنها مىپردازيم و وجوهى را براى جمع بين روايات بيان مىكنيم .

رواياتى كه با بحث شرط عدم تزويج ارتباطى ندارند .

1 - صحيحه محمد بن قيس

عن ابى جعفر عليه السلام فى رجل يتزوج المرأة الى اجل مسمى فان جاء بصداقها الى اجل مسمى فهى امرأته و ان لم يأت بصداقها فليس له عليها سبيل فقضى للرجل ان بيده بضع امرأته و احبط شرطهم . اين روايت مربوط به شرط پرداخت مهر تا زمان مشخصى است و ارتباطى با بحث ما ندارد . در اين روايت از اينكه در مورد مهر سكوت كرده ، يك نحوه ظهورى دارد كه شرط باطل است و اصل عقد و مهر صحيح است .

2 - روايت حلبى

عن ابى عبد الله عليه السلام : انه سئل عن رجل قال لامرأته ان تزوجت عليك او بت عنك فانت طالق فقال ان رسول الله صلى الله عليه و آله قال : من شرط شرطاً سوى كتاب الله عزّ و جلّ لم يجز ذلك عليه و لا له . « 1 » در ارتباط داشتن اين روايت به مسأله جارى ممكن است از دو جهت اشكال شود ؛ يكى اين است كه خلاف كتاب الله بودن ممكن است به اين خاطر باشد كه طلاق شرايطى دارد و با چنين تعبيراتى طلاق واقع نمىشود و اين قهراً راجع به اين نيست كه شرط طلاق ندادن يا شرط تزويج نكردن كه مورد مسأله جارى است نافذ
هامش
( 1 ) - جامع الاحاديث ، ج 26 ، ص 353 ( ابواب المهور ، باب 39 ، حديث 1 )
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7305 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز