است كه بله اين احتمال هم هست ، لكن چون اين روايات موافق با ظاهر كتابند كه به مقتضاى آيه شريفه دادن همه مهر را پس از ازدواج لازم كرده است ، ما در روايات تنصيف تصرف نموده و آنها را حمل بر استحباب مىكنيم . و اما در صورتى كه زن فوت كرده باشد ، با توجه به اينكه روايات تنصيف مهر در اين صورت معارضى در بين روايات ندارند ، در اين صورت حكم به تنصيف مهر مىشود . « 1 »
اشكالهاى اين جمع
اشكال اول :
اين است كه اگر اين حمل را نسبت به 17 روايت از 20 روايت تنصيف بپذيريم ؛ چرا كه در آنها مثل « لها النصف » آمده است و مىتوان گفت كه با توجه به استحباب صرف نظر كردن آنها از نصف ديگر ، ادعاءً گفته شده است كه براى او نصف مهر است . ولى در سه روايت اين حمل خيلى بعيد است و آنها عبارتند از :
1 - مرسله جميل بن صالح « 2 »
2 - روايت عبيد بن زراره « 3 »
3 - صحيحه ابى عبيده حذاء « 4 »
چرا كه در مرسله جميل در صورت فوت زنها قبل از دخول مىفرمايد : « يرجع الزوجان به نصف الصداق على ورثتهما » يعنى شوهرها نصف مهريهاى را كه دادهاند از وارثهاى زنها پس بگيرند و اين صريح در اين است كه آن نصف مورد مطالبه حق اينهاست ، در حالى كه اين نمىسازد با قول به اينكه تمام مهر حق زنهاست لكن استحباب دارد كه از نصفش صرف نظر كنند .
و همين طور در روايت عبيد بن زراره و صحيحه ابى عبيده كه موردشان در جايى است كه زن مىخواهد پس از بلوغ عقدى را كه براى او شده است - و از
هامش
( 1 ) تهذيب الاحكام 8 : 147 .
( 2 ) جامع احاديث الشيعة ، ج 25 ، باب 73 از ابواب التزويج و حكمه و فضله ، ح 2 .
( 3 ) همان ، ج 26 ، باب 31 از ابواب المهور و الشروط ، حديث 7 .
( 4 ) همان ، حديث 11 .