قبل از « يرد النكاح » دارد و ثانياً : شيخ اين روايت را به طريق ديگرى هم نقل كرده است و در آن « عفل » را نياورده است .
ه - روايت دعائم
عن على عليه السلام قال : ترد البرصاء و المجذومة ، قيل : فالعوراء ؟ قال : لا ترد ، انما ترد المرأة من الجذام و البرص و الجنون او علة فى الفرج تمنع من الوطى . « 1 »
بالاخره : اين روايات در مقابل دسته اول از روايات قرار گرفتهاند و بايد راه حل اختلاف آنها را بررسى نمود .
طريقه جمع بين اخبار
طريق اول : حمل حصر بر اضافى بودن :
با توجه به تعدد روايات در هر دو طرف ، اطمينان به صدور هر دو طرف از معصوم وجود دارد ، لكن با توجه به اينكه روايات حاصرة ، ظهور در حصر مطلق دارند ، ولى روايات طرف ديگر ، نص در وجود حق خيار در مورد عرجاء مىباشند ، پس به وسيله نص اين روايات از ظهور روايات حاصرة دست كشيده و آنها را حمل بر حصر اضافى مىكنيم .
اشكال اين طريق :
راه جمع فوق را اگر چه آقايان گفتهاند ، لكن ما به طور مكرر گفتهايم كه در مثل اعداد و ارقام چنين جمعى ، خيلى غير عرفى است ؛ چرا كه - مثلا - معناى اينكه چهار عيب است - خصوصا با تصريح به اينكه عيب ديگرى ، غير از اين چهار عيب نيست - بياييم در كلام ديگر هفت عيب را بشماريم و دليل چهار عيب را با دليل هفت عيب تخصيص بزنيم ، سازگارى نداشته و اصلا عرفى نيست .
بله در مواردى با تصرفاتى ، مىتوان چنين جمعى را در باب اعداد و ارقام هم قائل شد كه به بعضى از آنها اشاره مىكنيم :
مورد اول : اين است كه مقسم - مثلا - از جهت ضيق و سعه مقصود از آن مختلف باشد . براى نمونه ، در باب حج ، گاهى مواقيت را پنج ميقات و گاهى آن را ده ميقات شمردهاند و وجهش همين است كه اگر مقصود از مقسم وسيع باشد اقسام آن زياد مىشود و اگر مضيق باشد ، اقسام هم كمتر مىشود ، مثلا براى مختار ، پنج ميقات و
هامش
( 1 ) - مستدرك الوسائل 15 : 46 ، كتاب النكاح ، ابواب العيوب و التدليس ، الباب 4 ، الحديث 3 ، الباب 1 ، الحديث 6 .