يرد بالعيب و ان كانت المرأة خنثى حكم لها بالمرأة مثل ذلك . و للشافعى فيه قولان احدهما مثل ما قلنا و الثانى لها الخيار و لذلك له الخيار . الخلاف 4 / 348 ، المسأله 125 »
اما در همين كتاب خلاف ذيل مسأله 141 چنين مىگويد : « اذا تزوجت برجل ، فبان أنه خصى ، أو مسلول او موجوء ، كان لها الخيار ، و للشافعى فيه قولان : احدهما مثل ما قلناه و الثانى لا خيار لها . . . دليلنا : اجماع الفرقة و اخبارهم . الخلاف 4 / 8 - 357 )
در اينجا قائل به خيار فسخ مىشود و دليل آن را نيز اجماع فرقه و اخبار آنها ذكر مىكند . با اينكه قبلًا قول به عدم خيار را اجماعى و قول اماميه مىدانست . قبل از بيان وجه جمع در بين اين دو كلام توضيح عبارت « فبان أنه خصى أو مسلول ، أو موجوء » كه در آن ( مسلول ) با كلمه ( أو ) عطف بر ( خصى ) شده است ، لازم است . يك احتمال در تفسير اين عبارت اين است كه عطف ( مسلول ) با ( أو ) غلط بوده و صحيح آن عطف با ( واو ) باشد كه در اين صورت معناى عبارت يكى از دو امر است ، نخست اينكه ( مسلول ) عطف تفسير براى ( خصى ) باشد و در عبارت ( خصى و مسلول ) و ( موجوء ) به عنوان دو عيب ذكر شده باشند . و ديگر اينكه به اين معنا باشد كه : « در خصى خيار فسخ ثابت است حال چه فرد ظاهر او يعنى مسلول و چه فرد مخفى او يعنى موجوء » كه در واقع ( موجوء ) فردى براى ( خصى ) ذكر شده باشد .
احتمال ديگر در تفسير عبارت فوق اين است كه كلمه « أو » زائد و غلط نباشد ، بلكه چون تعبيرات مختلفى در مورد اين مسأله شده است بعضى ( خصى ) برخى ( مسلول ) و عدهاى ( موجوء ) تعبير كردهاند و ايشان نيز بنابراين داشته كه در مورد اختلافيات نظر بدهد ، همان تعابير را ذكر نموده است . چنانچه در كتب فقهاء نيز گاهى ( مسلول ) با كلمه ( أو ) عطف بر ( خصى ) شده است .
اما توجيه دو عبارت خلاف ممكن است در وجه تصحيح اين دو گفتار چنين گفته شود كه مفروض بحث در مسأله 125 صورت علم زن به وجود اين عيب در
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 6407
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٦٤٠٧