كنيز استفاده كنيد « 1 » .
اما داستان فاطمه بنت قيس نيز ناظر به مصلحتسنجى و ارشاد و نُصح است .
پيامبر اكرم 9 نمىخواهد بفرمايد : ازدواج با شخص بدون مال نكن ، چون ازدواج با او باطل است . زيرا در همين روايت مسأله ازدواج با پيرمرد هم آمده است با آنكه ازدواج با پيرمرد باطل نيست . بنت قيس سؤال مىكند كه مصلحت در ازدواج با كدام يك از اين دو نفر است ؟ و حضرت جواب مىفرمايد : كه هيچ كدام از اين دو به صلاح تو نيست ، أسامة بن زيد أصلح است . نه اينكه ازدواج با آن دو باطل است و ازدواج با اسامة صحيح است . بنابراين ممكن است بگوييم : ازدواج با فاقد نفقه هم صحيح است ، لكن زن ملزم نيست كه يا فاقد نفقه ازدواج كند حتى رجحان و ترغيب ازدواج با كسى كه مال ندارد هم از اين روايت استفاده نمىشود . چون اين روايت در مقام بيان حكم شرعى نيست .
اما استدلال به روايت « الكفو ان يكون عفيفاً و عنده يسار » را صاحب جواهر جواب مىدهد كه عفيف بودن مرد شرط صحت ازدواج نيست ، چون مراد از عفت پرهيز از زنا نيست ، بلكه پرهيز از گناه است و زنا يك مصداق از مصاديق آن است . پس عفيف نقطه مقابل فاسق است نه نقطه مقابل زانى و چون متقى بودن مرد شرط نيست ، اين روايت ناظر به كفائت عرفى است . براى اينكه كفويت عرفى و سنخيت پيدا شود تقوا شرط است . اگر مرد فاسق است و زن عادل است كفويت عرفى وجود ندارد . اگر يك طرف يسار و توانگرى دارد ولى ديگرى فقير است كفويت عرفى وجود ندارد « 2 » .
هامش
( 1 ) - مصدر متقدم .
( 2 ) - مصدر متقدم .