اشكال كرديم كه وصيت در اصل لغت و استعمال قرآن و روايات به معناى خصوص سفارش مرتبط به پس از مرگ نيست ، بلكه به معناى مطلق سفارش و توصيه مىباشد ، همچون
« وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً »
، لذا در اين روايات معلوم نيست ، مراد اوصياء باشد كه پدر يا جد نسبت به تزويج صغار و مجانين يا باكره رشيده ( بنابر قول به ثبوت ولايت پدر و جد ) آنها را وصى قرار دادهاند ، بلكه ممكن است وصيتكننده ، همان دختر باشد ، در نتيجه مراد از اين عنوان ، همان وكيل دختر در امر تزويج خواهد بود .
همچنين ما استدلال مرحوم آقاى خويى به عموم تعليل موثقه محمد بن مسلم ( درباره وصيت به مضاربه ) را كه در آن آمده بود : « من اجل انّ اباهم قد اذن له فى ذلك و هو حى » ، در مسأله تزويج تمام دانستيم .
ولى با دقت بيشتر به نظر مىرسد كه برعكس استدلال نخست صحيح بوده و استدلال دوم ناصحيح است .
2 ) تقويت استدلال به روايات « الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ »
و دفع اشكال آن :
كلمه « اوصى » و « وصى » گاه متعدى بنفسه استعمال مىشود ، كه در اين صورت به معناى مطلق توصيه و سفارش مىباشد و اختصاص به وصيت به معناى فقهى كه مربوط به ما بعد الحياة است ندارد ولى گاه « اوصى » با « الى » متعدى مىشود ، كه در اين صورت به معناى « وصى قرار دادن » است ، لسان العرب مىنويسد : أوصى الرجلَ و وصّاه : عَهِدَ اليه . . . ، و اوصيت له بشىء ، و اوصيت اليه اذا جعلته وصيك .
با مراجعه به روايات هم درمىيابيم كه كلمه اوصى كه با « الى » متعدى شده ، هميشه به معناى تعيين وصى به كار رفته و به پس از مرگ موصى ارتباط دارد ، مثلًا در روايات مربوط به سلسله اوصياء الهى از اين واژه بسيار استفاده شده است :
اوصى آدم الى شيت و هو هبة اللَّه بن آدم ، و اوصى شيث الى ابنه شبان . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحار ، 11 : 225 / 3 ( توضيح بيشتر ) اين حديث را مقايسه كنيد با حديث زير ، اوصى آدم ابنه شيث بخمسة