مىكند كه اگر وصى تزويج نمايد توارثى بين آنها نيست ، و عدم توارث دليل بر بطلان نكاح مىباشد .
4 - صحيحه ديگر محمد بن مسلم
عن احدهما عليها السلام قال : لا تستأمر الجارية اذا كانت بين ابويها ، ليس لها مع الاب امرٌ و قال : يستأمرها كل احدٍ ما عدا الأب . « 1 »
به اين روايت نيز براى عدم ولايت وصى استدلال شده است ، اين گونه روايات را نراقى و استادش صاحب رياض ، دليل و سبزوارى در كفايه ، مؤيّد دانستهاند .
5 - روايت ديگرى از محمد بن مسلم
عن ابى جعفر عليه السلام قال : لا ينقض النكاح الّا الأب . « 2 »
اگر عقدى صحّت تأهلى داشت پدر مىتواند اجازه ندهد و آن را به هم بزند ، امّا ديگران نمىتوانند ، پس معلوم مىشود آنها ولايتى ندارند .
مرحوم سبزوارى در كفايه اين روايت را به عنوان تأييد ذكر مىكند ولى ديگران به آن استدلال كردهاند .
6 - روايت عبيدة بن زراره
كه در سند آن قاسم بن سليمان است و به نظر ما معتبر مىباشد ، حضرت مىفرمايند : إن كان ابواهما اللذان زوّجاهما فنعم .
اين روايت نيز مفهوم روشنى دارد كه بين پدر و مادر و بين ديگران تفصيل وجود دارد و آنها با برادر و عمو و . . . تفاوت دارند . غير از پدر و مادر اگر عقد كنند ارث نمىبرند و در نتيجه عقد آنها فضولى است .
7 - صحيحه منصور بن حازم
عن ابى عبد الله عليه السلام قال : يستأمر البكر و غيرها و لا تنكح
هامش
ابواب التزويج ، ح 3 .
( 1 ) - وسائل 20 : 273 / 25611 ، باب 4 ، از ابواب عقد النكاح ، ح 3 ، جامع الأحاديث 25 : 19 / 36839 ، باب 50 ، از ابواب التزويج ، ح 12 .
( 2 ) - وسائل ح 20 ، ص 273 ، ح 5 - اين روايت را زرارة عن اعين نيز نقل مىكند ( وسائل ، ح 20 ، ص 272 ، ح 1 ) و ظاهراً همه اين روايتهاى محمد بن مسلم يك روايت بوده كه تقطيع شده ، و در هر حديث بخشى از آن آمده است .