تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4272

مساهمون:

ص٤٢٧٢

7 ) روايت سماعة :

عن سماعة عن ابى عبد الله عليه السلام : أو يعفو الذي بيده عقدة النكاح قال : هو الأب و الأخ و الرجل الذي يوصى اليه و الذي يجوز امره . . . « 1 » كه با مختصرى زياده به همان مضمون است . البته مجموع روايات مربوط به دختر است ولى حكم پسر را نيز با عدم قول به فصل مىتوان همانند حكم دختر دانست .

ه ) بررسى رواياتى كه براى عدم صحت به آنها استدلال شده :

در مقابل اين روايات ، به تعداد ديگرى از روايات - اعم از صحيحه و غيره صحيحه - براى اثبات عدم صلاحيت وصىّ بر امر نكاح استدلال شده است :

1 ) صحيحه ابن بزيع « 2 » :

اين روايت را در جلسات قبل خوانديم و در آن ، عقد وصىّ با اينكه عموى دختر بوده ، فضولى شمرده شده است .

2 ) صحيحه ابو عبيدهء حذّاء : « 3 »

در اين روايت هم كه آن را نيز سابقاً خوانده‌ايم ، پس از آنكه عقد اولياء عرفى را كه اوصياء نيز از آنان محسوب مىگردند ، فضولى مىشمارد ، عقد خصوصِ پدر را كه مورد سؤال راوى قرار گرفته ، صحيح مىداند . روايات ديگر را در جلسه آينده خواهيم خواند . ان شاء الله . « * و السلام * »
هامش
( 1 ) - همان ، ص 126 / 412 . ( 2 ) - وسائل ، ج 20 ، ص 282 / 25631 ( باب 8 از ابواب عقد النكاح و اولياء العقد ، ح 1 ) . ( 3 ) - وسائل ، ج 26 : ص 219 / 32862 ، باب 11 از ابواب ميراث الازواج ، ح 1 .