ما پيشتر اين آيه را مورد بررسى قرار داده و عرض كرديم كه هيچ دلالتى بر ولايت وصى بر صغير ندارد . بلكه تنها مربوط به اموالى است كه موصى از خود باقى مىگذارد . و همانطور كه يادآور شديم مفاد آيه استحباب مؤكد يا وجوب منسوخ مىباشد ، چه بر اساس برخى روايات قبل از جعل قوانين و احكام ارث ، بر مسلمانان واجب بوده كه در هنگام وصيت ، مقدارى از اموال خود را براى والدين و اقرباء خويش قرار دهند ، پس از آنكه بر اساس احكام ارث ، حقوقى براى آنان مقرّر گرديد ، اين آيه منسوخ گشت . بنابراين براى اثبات ولايت وصى بر صغار نمىتوان به آن استدلال كرد .
2 ) آيه دوم :
. . . وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ . . .
« 1 »
مىفرمايد : از تو دربارهء يتامى سؤال مىكنند ، بگو : اصلاح امور آنان ( از هر كارى ) بهتر است يعنى چنانچه كارى به صلاح آنان باشد ، انجام آن خوب است و اشكالى ندارد .
فرض مسأله نيز اين است كه وصىّ تشخيص داده است كه ازدواج صغير يا صغيره به صلاح آنان است و مثلًا اگر فرصت فعلى از دست برود ، بعداً چنين مورد مطلوبى براى آنان به دست نمىآيد . بنابراين اقدام وصىّ بىمانع است .
اشكال مرحوم آقاى حكيم با توضيحى از استاد مد ظلّه :
مرحوم آقاى حكيم مىفرمايد : به اين آيه نمىتوان تمسّك كرد ، زيرا آيه در مقام تشريع قدرت نيست ، بلكه در مقام حثّ بر مقدور است . « 2 »
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 220 .
( 2 ) - مستمسك ، ج 14 ، ص 472 .