چون اگر ما اين معنا را بپذيريم كه هواى جدّ در ايقاع تقدم دارد ، به طريق اولى تقدم جدّ در تقارن عقدين هم - هر چند پدر بىاطلاع باشد - اثبات مىشود .
خلاصه : بنابر تفسيرى كه ما نموديم و مراد روايت را تقدم ايقاع جدّ دانستيم ، معناى اين روايت با روايت محمد بن مسلم مطابق مىشود و لا اقل ظهور در معنايى بر خلاف آن ندارد .
5 - موثقة عبيد بن زرارة :
قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام : الجارية يريد ابوها أن يزوّجها من رجل و يريد جدّها أن يزوّجها من رجل آخر ، فقال : الجدّ اولى بذلك ما لم يكن مضاراً ، ان لم يكن الاب زوّجها قبله « 1 » .
چند احتمال در معناى « زوّجها قبله » مىباشد :
اول : اگر هر دو اراده داشتند جدّ اولى است مگر اينكه قبل از آن يعنى قبل از قصد و اراده او و قبل از اينكه جدّ موردى را در نظر بگيرد پدر تصميم خود را عملى نموده و عقدى كرده باشد كه در اين صورت ، عقد پدر نافذ است و جدّ نمىتواند آن را به هم بزند ، به بيانى ديگر : در صورت اختلاف نظر ، اراده جدّ در ايقاع عقد مقدم است مگر اينكه قبل از تصميم و اراده جدّ ، پدر قصد نموده و ترتيب اثر داده و عقد هم كرده باشد كه در اين صورت عقد پدر صحيح است .
دوم : چون سائل از موردى سؤال مىكند كه پدر و جد اختلاف نظر دارند و بين آنها تشاحى صورت گرفته لذا ممكن است منظور از « قبل » : قبل التشاح باشد و حضرت مىفرمايند چنانچه پدر قبل از تشاح به تزويج دخترش اقدام نكرده باشد الجدّ اولى بنكاحها ، و چنانچه پدر قبل از تشاح عقدى بسته باشد آن عقد صحيح است ، خواه زمانى عقد بسته باشد كه هنوز جدّ موردى را در نظر نگرفته بوده و يا جد تمايل به موردى داشته ليكن پدر از تمايل او بىاطلاع بوده است و اختلاف نظرى رخ ننموده است .
هامش
( 1 ) - وسائل ، ج 20 ، ص 289 ، ح 2 .