مانند اين جمله : « يجب احترام الاطفال حتى يبلغوا » ، چون محل ترديد احترام اطفال قبل از رسيدن به مرحله بلوغ بوده ، عبارت فوق ، قبل از بلوغ را تخصيص به ذكر داده ، چون احترام آنها پس از بلوغ مسلم و روشن مىباشد .
ب ) نقل و بررسى كلام مرحوم آقاى حكيم درباره آيه ابتلاء :
1 ) نقل كلام مرحوم آقاى حكيم با توضيح استاد - مد ظلّه - :
مرحوم آقاى حكيم از برخى نقل مىكنند كه به آيه ابتلاء يتامى بر صحت تصرف صبى با اذن ولى استناد جستهاند و اعتراضى بدان نكردهاند و بعد از ذكر اين دليل ( و دليلهاى ديگر ) ، به جواز تصرف صبى با اذن ولى فتوا مىدهند ، بنابراين ظاهراً اين استدلال ( و ساير ادله ) را پذيرفتهاند ، ايشان مىگويند : ظاهر از ابتلاء يتامى ، ابتلاء آنها به وسيله معامله كردن با اموال مىباشد تا رشد آنها را بدست آورند ، و اين كه ابتلاء يتامى به وسيله مقدمات عقد باشد خلاف ظاهر است و مراد از
« أَمْوالَهُمْ »
در ذيل آيه
( فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ )
بقيه اموال ايشان است . بنابراين منافات ندارد كه قسمتى از اموال ايشان را به جهت آزمايش رشد بيشتر در اختيار آنها بگذارند .
مرحوم آقاى حكيم به همين مقدار كه ظاهراً مراد از ابتلاء ، ابتلاء به وسيله معامله كردن اطفال با اموال مىباشد ، براى صحت معامله اطفال بسنده كردهاند و توضيح بيشترى ندادهاند ، ما در تكميل اين بيان مىگوييم كه اگر معاملههايى كه اطفال با اموال مىكنند شرعاً باطل باشد ، ديگر افرادى كه به مبادى شرع پايبندند حاضر نيستند با اطفال معامله كنند ، بنابراين ابتلاء اطفال حاصل نمىگردد ، و بسيار بعيد است بگوييم مراد معامله با غير متدينين است كه پايبند حلال و حرام و صحت و فساد معامله نيستند ، بنابراين ، معناى آيه تصحيح معاملهء اطفال است ، از طرف ديگر همين كه به اولياء دستور مىدهد كه اموال را در اختيار اطفال قرار دهيد تا آنها را امتحان كنيد ، به معناى اذن اولياء در معامله كردن اطفال مىباشد .