حديث كه صبى و مجنون است بىارتباط باشد و براى چنين ارتباطى لازم نيست كه عبارت رفع قلم را بر خلاف ظاهرش شامل رفع احكام وضعى هم بدانيم بلكه حضرت دو نكته را دربارهء صبى و مجنون بيان مىفرمايند : الف . اگر جنايتى مرتكب شدند قصاص نشده ، ديه نيز در اموالشان ثابت نمىشود بلكه ديه بر عاقله است .
ب . روز قيامت عقاب نمىشوند .
3 ) اشكال دوم :
اگر حديث رفع قلم را مخصوص رفع مؤاخذه و حكم تكليفى ندانيم و بگوييم شامل رفع احكام وضعى هم مىشود . لازمهاش اين است كه اگر صبى يا مجنون ، مالى را اتلاف كردند ضامن نباشند در حالى كه مسلّماً ضامن هستند و بعيد است كه از باب تخصيص رفع قلم ، ضمان در اتلاف صبى ثابت باشد .
ان قلت : اين اشكال در حديث رفع ( رفع عن امتى تسعه ) نيز مطرح شده است و جوابش را در آنجا دادهاند و آن اين كه ، چون حديث رفع ، امتنانى است ، امتنان بر امت اقتضاء نمىكند كه در صورت اتلاف ضمان مرتفع گردد .
قلت : حديث رفع قلم ، امتنان بر شخص صبى و مجنون است نه امتنان بر امت و لازمهء امتنان بر صبى و مجنون اين است كه در صورت اتلاف عمدى هم ضامن نباشند ، پس اگر مرفوع در اين حديث شامل احكام وضعى هم بشود بايد ضمان را هم بر دارد و براى ثبوت ضمان در اتلاف بايد اين حديث را تخصيص بزنيم و هو بعيد . نتيجه آن كه ، حديث رفع قلم ، فقط احكام تكليفى و مؤاخذه را بر مىدارد .
4 ) ردّ اشكال دوّم :
مرحوم شيخ رحمه الله اين اشكال را پاسخ دادهاند و آن اين كه ، ما نگفتيم حتماً رفع قلم علّت رفع ديه از جنايت صبى و مجنون است بلكه گفتيم يا علت رفع ديه است يا