حمل كنيم ، اين آيه را تنظير مىكند به آيه
« الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ »
« 1 » مخصوصاً با توجه به خبث در روايات به زنا تفسير شده است . ولى اين استدلال ايشان ناتمام است . ما در همين آيه دوم هم همان حرف را مىزنيم و مىگوييم اخبار در مقام تشريع است ، لذا معنا ندارد كه اين آيه را شاهد بگيريم بر اينكه ، آيه قبل ، اخبار از امر تكوينى است .
ب ) بررسى روايات مسأله :
اين روايات در جامع الاحاديث ، كتاب النكاح ، ابواب ما يحرم بالتزويج و . . . ، باب 17 ، مىباشد .
1 ) صحيحهء زرارة
« عدة من اصحابنا عن سهل بن زياد عن احمد بن ابى نصر عن داود بن سرحان عن زراره قال : سألت ابا عبد الله عليه السلام عن قول اللَّه عز و جل
« الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ »
، قال : هنّ نساء مشهورات بالزنا و رجالٌ مشهورون بالزنا شهروا بالزنا و عرفوا به و الناس اليوم بذلك المنزل فمن اقيم عليه حدّ الزنا او شهر بالزنا لم ينبغ لاحدٍ ان يناكحه حتى يعرف منه توبة »
سند روايت سند صحيحى است . سهل بن زياد و نيز طريق به سهل را ما صحيح مىدانيم . گذشته از اينكه ، همين روايت را فقيه از داود بن سرحان نقل كرده و طريق صدوق به او كه در مشيخه مذكور است ، طريق كاملًا صحيحى است . همچنين كتاب نوادر كه به اسم احمد بن محمد بن عيسى معروف شده ، ولى در حقيقت متعلّق به حسين بن سعيد است ، اين روايت از احمد بن محمد بن ابى نصر از داود بن سرحان نقل شده و اصل كتاب هم به طرق معتبر رسيده است ، لذا سند روايت هيچ اشكالى ندارد .
در مورد متن روايت ، اينكه در نُسخ موجود كافى « متّهم » ضبط شده ، اين غلط
هامش
( 1 ) آيهء 26 سورهء نور .