استدراك :
اما قبل از ورود به بحث روايى ، نكاتى باقى مانده بود كه به آنها اشاره مىكنيم .
نكتهء اول :
تمام عناوين مذكّرى كه در قرآن كريم موضوع احكام قرار گرفته ، مانند مؤمن و مؤمنين ، مسلم و مسلمين و . . . شمولش نسبت به زنان از باب تغليب نيست و كاربرد آن مجازى نيست بلكه مؤمن يعنى شخصى كه ايمان دارد خواه مرد باشد يا زن ، همچنانكه مسلم در روايت « طلب العلم فريضة على كل مسلم » به معناى شخص مسلمان است و ترجمه كردن اين روايت به مرد مسلمان ناصحيح است .
نكته دوم :
در مورد ذيل آيه شريفه كه تعبير شده
« حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ »
مقصود از مؤمنين به نظر ما ، افراد غير زانى است . البته بر مبناى آقايانى كه صدر آيه را حمل بر معناى تكوينى كردهاند اشكالى ندارد كه مؤمنين را شامل افراد زانى هم بدانيم ، چون همانگونه كه قبلًا اشاره شد ، بنابر يك معنا ، ممكن است زانى هم از اقسام مؤمنين باشد و مانعى ندارد كه تحريم ذيل آيه تحريم ، تشريعى باشد . لذا مفاد آيه اين مىشود كه افراد فاسد خلاف شرع را در هر صورت انجام مىدهند ولى انسانهاى مؤمن نبايد انجام دهند ، حتى افراد زانى كه بالفعل اين كار را انجام مىدهند ، آنها هم نبايد انجام دهند .
اما بنابراين كه صدر آيه به معناى حرمت تشريعى باشد ، همانطور كه ما اختيار كرديم ، مؤمنين را حمل بر صلحا و غير زناة مىكنيم و اينكه يك مفهوم كلّى در بعض مصاديق خود استعمال شود ، هر چند مجازى است ، اما گاهى استعمال مجازى بقدرى شايع و متداول است كه مىتوان از ظهور اوّلى لفظ رفع يد كرد . در قرآن كريم اين نوع استعمال زياد به چشم مىخورد . مثلًا در آيات متعددى تعبير شده :
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ . . . » *
و مؤمنين در بعضى مصاديق آن حصر شده است كه درجهء بالاترى از ايمان را واجد هستند . اقل مراتب ايمان اعتقاد به اصول عقيدتى است و ايمان ابو ذر و ايمان سلمان هم از مراتب ايمان هستند . اگر ايمان در مراتب بالاى آن