تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1927

مساهمون:

ص١٩٢٧
مرحوم آقاى خويى با اصل فتواى سيد موافق است ولى چون دليل اولويت را ناتمام مىداند به دو دليل ديگر تمسك مىكند .

ج ) بررسى كلام مرحوم آقاى خويى در مسأله :

1 ) نقل كلام مرحوم آقاى خويى :

به دو دليل مىتوان حرمت ابد را در مسأله مورد بحث اثبات كرد : دليل اول : كسى كه شوهرش واقعاً وفات كرده ، از همان موقع وفات معتده است ولى تربص بعد از بلوغ خبر است ، و موضوع حرمت ابد معتده بودن زن است و تربص در آن دخالتى ندارد ، البته اگر شارع مقدس زمان تربص را بعد از بلوغ خبر قرار نداده بود ، ما مبدأ تربص را هم هنگام وفات زوج قرار مىداديم ولى شارع بر خلاف ظواهر اوليه ، مبدأ تربص را بلوغ خبر وفات شوهر قرار داده ، ولى در مورد اعتداد بر طبق ظواهر ادله اوليه حكم مىكنيم كه با مرگ شوهر آغاز مىشود . ايشان سپس به " عبارة اخرى " اين دليل را تقريب مىكند كه از هنگام مرگ زوج ، تربص « 1 » آغاز مىشود ولى مبدأ چهار ماه و ده روز ، از هنگام بلوغ خبر وفات است . دليل دوم : اگر ما آغاز اعتداد زن را هم از بلوغ خبر وفات بدانيم ، مىگوييم كه موضوع حرمت ابد تنها تزويج معتده نيست ، بلكه تزويج زنى كه هنوز عدهء او منقضى نشده ، اين حكم را دارد . خواه بلوغ خبر شده و اعتداد آغاز شده باشد يا هنوز خبر وفات نرسيده باشد و اعتداد شروع نشده باشد . آقاى خويى براى اثبات اين امر كه موضوع حرمت ابد ، عدم انقضاء عده است ، به روايت اسحاق بن عمار تمسك مىكند كه پس از اين خواهد آمد .

2 ) بررسى دليل اول مرحوم آقايى خويى و ذكر تقريبى دقيقتر براى آن :

دليل اولى كه در تقريرات مرحوم آقاى خويى ذكر شده اشكال روشنى دارد كه
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) : در تقريرات در اينجا كلمه تربص به كار رفته ولى ظاهراً بايد به جاى آن كلمهء اعتداد به كار رود ، بهر حال كلام تقريرات از تشويش بر كنار نيست و اين امر مؤيد نكته‌اى است كه استاد « مدّ ظلّه » پس از اين اشاره خواهند كرد كه اصل تقريب مرحوم آقاى خويى بايد چيز ديگرى باشد .