ازدواج كرده باشد يا جهلًا در بين عده ، چون بر اين مورد هم « عده نگهداشت و شوهر كرد » صادق است .
مىگوييم : اصلًا چنين تفاهم عرفى و اطلاقى در بين نيست ، زيرا وقتى مىگويند ، زنى عده نگهداشت و شوهر كرد ، معنايش اين است كه بعد از طلاق و اتمام عده شوهر كرد .
ج ) مرسله بزنطى :
1 ) متن روايت :
البزنطى عمن رواه عن زرارة « قال سألت أبا جعفر عليه السلام عن الرجل اذا طلق امرأته ، ثم نكحت و قد اعتدت و وصفت لخمسة أشهر فهو للاول ، و ان كان الولد أنقص من ستة اشهر فلامه و أبيه الاول ، و ان ولد ت ستة اشهر فهو للاخير » .
استدلال به اين روايت نيز مانند روايت حلبى به اطلاق جمله ( ان ولدت ستة أشهر فهو للاخير ) است .
2 ) نظر مرحوم آقاى خويى و نقد استاد « مدّ ظلّه » :
آقاى خويى مىفرمايند : روايت هم ضعف سند دارد به جهت ارسال و هم ضعف دلالت .
ضعف دلالت به همان بيانى كه در حديث قبل گفته شد ، روايت شامل مورد بحث ما كه تزويج در عده عن جهل است نمىشود .
نقول : البته ضعف سند را ما قبول نداريم ، چون راوى بزنطى است و او از سه نفرى است كه شيخ بلاواسطه آنها را ثقه مىداند .
د ) مضمره ابى العباس :
« قال : قال : اذا جاءت بولد لستة أشهر فهو للاخير ، و ان كان لاقل من ستة اشهر فهو للاول » .
أبو العباس همان فضل بن عبد الملك البقباق است كه ثقه مىباشد .