تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1501

مساهمون:

ص١٥٠١

الف ) : بررسى مجدد سند حديث كراجكى

1 ) توصيه و تأكيد استاد - مدّ ظلّه - بر رجوع به مآخذ اصلى

همانطور كه كاشف اللثام توصيه فرموده ، و ما نيز مكرراً عرض كرده‌ايم تا امكان داشته باشد خصوصاً در نقل احاديث بايد به مآخذ اصلى مراجعه كرد ، نه به منقولات بعدى .

2 ) تأكيد سنّى بودن ابن الصيرفى

حديثى كه روز گذشته از كنز الفوائد نقل شد ، به لحاظ اينكه كتاب مذكور در دسترس ما نبود بر اساس نقل وسائل ، آن را مورد بررسى قرار داديم لكن با مراجعه به اصل كتاب ، بعضى از بحث‌هاى سندى روز گذشته تأييد و برخى ردّ مىشود . ما از ظواهر كلمات عامه كه حسين بن محمد بن على صيرفى را به عنوان تشيع مورد قدح قرار نداده‌اند ، حدس مىزديم كه وى بايد سنى باشد . با مراجعه به اين كتاب مىبينيم كه احاديث متعددى را از وى نقل كرده و در يكى از آنها به اين مطلب تصريح شده است : حدثنى الحسين بن محمد بن على الصيرفى البغدادى و كان مشتهراً بالعناد لآل محمد عليهم السلام و المخالفة لهم قال حدثنا القاضى أبو بكر محمد بن عمر بن محمد التميمى المعروف بالجعابى سنة ثلاثمائة و خمسين

3 ) رد مجهول بودن جعابى ارسال روايت كراجكى

همچنين درباره محمد بن على جعابى عرض كرديم كه وى ابن جعابى معروف نيست و به جهت ناشناخته بودن وى ، روايت از جهت او نيز غير قابل اعتماد است ، لكن در كنز الفوائد كنيه او را كه أبو بكر است آورده است ، أبو بكر جعابى همان ابن جعابى معروف است ، در سائر موارد در كنز الفوائد نيز حسين بن محمد صيرفى از ابن جعابى معروف روايت مىكند ، نام وى محمد بن عمر است . و تصحيف عمر به على هر چند به شيوع تصحيف عمر به عثمان نيست ، ولى بهر حال گاه عمر به على نيز تصحيف شده است و مىتوان اين دو اسم را به گونه‌اى نوشت كه مشابه هم