مميّز نگاه كند همچنانكه زن نيز مىتواند به بدن صبى مميّز نگاه كند ؛
دليل اول : « عدم مقتض للحرمة »
دليل دوم : « وجود المانع عن الحرمة »
براى توضيح دليل اول دو مقدمه ذكر مىكنند .
مقدمهء اول : حرمت نظر به جنس مخالف را از ادلهء لزوم ستر استفاده مىكنيم و لزوم ستر را از آيهء شريفهء
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ »
بدست مىآوريم . مقدمهء دوم : امر در اين آيهء شريفه مخصوص بالغين است ، پس كودكان وظيفهء ستر و پوشش ندارند .
بنابراين ، در مورد كودكان كه موظّف نيستند بدنشان را از جنس مخالف بپوشانند ، دليلى نداريم كه جنس مخالف نتواند به آنها نگاه كند . خلاصه آنكه ، دليلى كه از آن حرمت نظر به بچههاى مميّز استفاده شود ، نداريم .
2 ) بررسى دليل اول ( عدم مقتض للحرمة )
مقدمهء اول ايشان مخدوش است ، زيرا اولًا ، ادلهء حرمت نظر به جنس مخالف منحصر به ادلهء لزوم ستر است ، و ثانياً ، ادلهء لزوم ستر نيز منحصر به آيهء شريفهء
« وَ لا يُبْدِينَ »
نيست تا بگوييم چون اين آيهء شريفه شامل كودكان نمىشود پس دليلى بر حرمت نظر به كودكان نداريم .
* توضيح آنكه : خود ايشان اصل اولى در نگاه به زن را حرمت دانستهاند و به ادلهاى مانند رواياتى كه جواز نظر به وجه و كفين زن را فقط به كسى اجازه مىداد كه قصد ازدواج داشته باشد ، تمسك مىكردند ، و طبق نظر ايشان اطلاق بعضى از اين روايات اقتضاء مىكند كه حتى اگر مرد قصد ازدواج با صبيّهء مميّز را هم داشته باشد ، نتواند به بدن او نگاه كند .
به علاوه ، از صحيحهء بزنطى عن الرضا عليه السلام كه مىفرمايد « قلت له : اخت امرأته و الغريبة سواء ؟ قال نعم » استفاده مىشود كه نگاه به خواهر زن مانند نگاه به ديگر اجنبيات جايز نيست و « اخت امرأته » مطلق است و شامل صبيّهء مميّز نيز