عزمى در جان وى شعلهور شد . و به فكر احداث كتابخانهاى بزرگ كه منابع و مآخذ دست اول را و مهمات اصول كتب خطى و چاپى را حائز باشد افتاد .
تا با اين وسيله بتواند مشكلات را از سر راه پژوهشگران و مؤلفان بردارد .
او مىرفت و كتابخانههاى مجهز دنيا را مىديد كه بعضى از آنها تا ميليونها عدد كتاب داشت . و از طرفى مىديد كه نجف اشرف مهد شيعه و مركز علم و دانش فاقد كتابخانهاى است كه جوابگوى طالبين علم باشد .
كه به فرمايش ايشان بزرگترين كتابخانهاش فقط چهار هزار كتاب داشت .
و اين مصيبتى بزرگ بر ايشان بود . و برايش سؤال بود كه چرا دانشگاه هزار سالهء نجف اشرف بايد فاقد كتابخانه باشد و نتواند فرهنگ شيعه را به دنيا معرفى كند .
روى اين جهات تصميم به احداث كتابخانهاى گرفت . و خودش در اين راه نخستين قدم را برداشت و كتابخانهء خودش را كه حدود 5 تا 6 هزار جلد كتاب معتبر و تاريخى داشت وقف كتابخانهء امير المؤمنين كرد .
دكتر محمّد هادى در اين زمينه مىگويد : پدرم به من گفت اگر ما كتابهاى خودمان را وقف كتابخانه نكنيم براى ديگران الگو نخواهد شد . لذا خودش اولين قدم را برداشت و من هم كتابهاى خودم را كه حدود 1000 جلد مىشد به كتابخانه اهداء كردم . بزرگان نيز از تصميم ايشان استقبال كردند و در اين امر ايشان را يارى كردند .
كتابهاى متعددى به كتابخانه اهدا كردند .
عاقبت پس از زحمات بىوقفهء شبانهروزى ايشان كتابخانه در روز
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: مهدى لطفى
ص٦٣