نهايت امانتدارى وى اقرار نموده و او را ستودهاند . و به خاطر اين است كه استاد علاء الدين از عالمان الازهر ، همواره آرزوى ديدن نويسنده الغدير را داشت و در روزنامههاى پر انتشار قاهره به معرفى و دفاع از كتاب او مىپرداخت .
و مراجع نجف و قم ترويج الغدير را وظيفهء خود مىدانستند و بعضى از علما پيشنهاد مىكردند كه الغدير جزء كتب درسى حوزه باشد . « 1 »
خود علّامه مزين به اين صفت بود ، و به پسرش وصيت مىكند كه در گفتار و تأليف بايد ملتزم به امانتدارى باشى ، يعنى اگر خواستى مطلبى از كتابى يا شخصى نقل كنى ، همانگونه كه صادر شده است ، نقل كن . فرزند علّامه مىگويد پدرم دربارهء تحقيق و تأليف مرا به دو چيز وصيت نمود :
1 - واجب است ، اكثر روابط اجتماعى را ترك كنى ، و الّا وقت كافى براى نوشتن و تأليف پيدا نمىكنى . بايد خود را آماده كنى براى تحمل مشكلات زندگانى از گرسنگى و محروميت و . . . و بايد صبر كنى و الّا به هدف خود نخواهى رسيد . « 2 »
2 - امانت در تأليف را رعايت كنى ، هرچيزى خواستى نقل كنى ، همانگونه نقل كن ، كه نوشته شده مثلا اگر نوشته « على كرّم اللّه وجهه » باشد بايد عين همان را نقل كنى ، حق ندارى به جاى « على كرّم اللّه وجهه » « على عليه السّلام » بنويسى . بپرهيز از تصرف در كتب تاريخى .
هامش
( 1 ) - شيخ مجتبى قزوينى
( 2 ) - ربع قرن مع العلامة ص 270