مقدمه :
وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
« 1 »
پيكرهء رويين حقيقت ، هدف پيكان شكستهء باطل نيست ، آنجا كه باطل ابر مانند در برابر خورشيد حقيقت مىايستد ، باران حوادث مىبارد و تودههاى عظيم ابر از هم مىپاشد و دوباره انوار نافذ و پاكيزهء حقيقت ، آفتابوار همهچيز را روشن و آشكار مىسازد .
قرآن كريم باطل را ، به كف روى آب مثل مىزند ، كه گرچه كف و خس و خاشاك روى آب به مدت كوتاهى چهرهء زلال آب را كدر نشان مىدهند ولى ديرى نمىپايد كه اينها از بين مىرود و چهرهء زلال و صاف آب دوباره هويدا مىشود .
به تعبير ديگر در آنجا كه عفريتهاى پليد و پست باطل ، فرصت يافته ، و ارتباط خود را با دل ابناى بشر برقرار مىسازند . و با هوس انگيزى فريباى خود ، آنان را گمراه كرده و افق افكار را تيره و تار مىكنند ، باز فرشتهء حقيقت با چهرهء نورانى خويش نمايان شده و
هامش
( 1 ) - اسراء ، 81