بازوى راست او ببنديد ، و در باطن توسلى به مولى على بن ابى طالب عليه السّلام نمودم كه ما را شرمنده نكن .
و او دعا را بر بازوى راست دختر بست ، و دختر عافيت يافت و به حالت اولى برگشت . ديو مرض از آنجا رخت بربست و فرشتهء عافيت جاى او را گرفت .
آرى ذكر على شفاى هردردى مىباشد و اكسيرى است بس عظيم كه ملجاء و مأواى همگان حتى پيامبران مىباشد .
امام زمان ( عج ) امينى را نجات مىدهد
حضرت آيت اللّه شيخ جواد كربلائى از قول مرحوم امينى رحمه اللّه نقل كردند كه فرمود : رفيق تاجرى داشتم در بغداد و هرچند گاهى به ما سر مىزد . گاهى همراه يكى از دوستانش كه سنى مذهب بودند به منزل ، مىآمدند ، و در بين صحبت گاهى از مطاعن خلفا سخن به ميان مىآمد و ما بعض مطاعن عمر را ذكر مىكرديم .
روزى اين شخص سنى ، من و رفيقم را به منزلش در بغداد دعوت نمود ما كه بىخبر از همهچيز بوديم دعوت او را اجابت كرديم و گفتيم ما شب هنگام مىآئيم .
موقع غروب بود كه ما راه منزل او را گرفتيم . در بين راه به يك سيد ناشناسى برخورد نموديم ، او نزد ما آمد و سر سخن باز نمود ، فرمود :
من هم بايد با شما بياييم ، و با ما همراه شد .
ما رفتيم به منزل او رسيديم ، منزلش كنار شط بود ، وارد منزل شديم ما را به طبقه دوم منزلش برد . دو اتاق بود ، و جلو يكى از آنها