تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
در صورتى كه من و شما از او مىشنويم كه به معاويه بد مىگويد ، ازاين‌رو من ديگر از او حديث نقل نمىكنم . يحيى بن معين به قاصد گفت : به ابو عبد اللّه سلام برسان و به او بگو : من و شما از عبد الرزاق شنيديم كه عثمان بن عفان را بد مىگفت ، آيا حديث‌كردن از او را ترك كنم ، با آن‌كه عثمان از معاويه بالاتر است ؟ « 1 » آرى شعبة روايت‌كردن از منهال بن عمر اسدى كوفى را ، هنگامىكه از خانه‌اش آوازخوانى شنيد ترك كرد ، چنان‌كه ابن ابى حاتم « 2 » گفته است . « خلاصة التهذيب » « 3 » ( ص 332 ) . آرى ، يزيد بن هارون گفته است : روايت‌كردن از ابو يوسف بخاطر آن‌كه اموال يتيمان را به مضاربه مىدهد و سودش را براى خودش برمىدارد ، جائز نيست « تاريخ بغداد » ( ج 14 ، ص 258 ) . آرى آرى ، بخارى روايت‌كردن از امام صادق عليه السّلام را ترك كرد ، و يحيى بن سعيد گفته است : در نفسم از او چيزى است ، گرچه او دروغ‌گو نبوده است . « تهذيب التهذيب » « 4 » ( ج 2 ، ص 103 ) ، ولى شافعى و ابن معين و ابن أبى خثيمه و ابو حاتم و ابن عدى و ابن حبّان و نسائى و ديگران او را توثيق كرده‌اند . « 5 » آرى ؛ ابو حاتم بن حبّان سبتى « 6 » گفته است : على بن موسى الرضا - امام طاهر - از پدرش مطالب عجيب و غريب نقل مىكند ؛ گويا كه اشتباه و خطا مىكند . « أنساب »
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد خطيب بغدادى ، ج 14 ، ص 427 [ رقم 7788 ] . ( علامه رحمه اللّه ) . ( 2 ) . الجرح و التعديل ، ج 8 ، ص 357 چاپ جديد . ( 3 ) . خلاصه الخزرجى ، ج 3 ، ص 59 رقم 7223 چاپ جديد . ( 4 ) . تهذيب التهذيب ، ج 2 ، ص 88 چاپ جديد . ( 5 ) . معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 110 ، رقم 514 ؛ الجرح و تعديل ، ج 2 ، ص 487 ؛ الكامل فى ضعفاء الرجل ، ج 2 ، ص 134 ؛ الثقات ، ج 6 ، ص 131 چاپ جديد . ( 6 ) . كتاب المجروحين ، ج 2 ، ص 106 چاپ جديد .