اين يكى ، آنها را نامههاى ساختگى منسوب به امام غائب مىانگارد « 1 » و ديگرى آنها را دروغهاى منسوب به امام باقر و صادق [ عليهما السّلام ] مىپندارند . « 2 » نه اين يكى از نتيجهء افترايش باكى دارد و نه آن ديگرى براى كشف دروغ و بدىهايش اهميت قائل است و در آخر آنان كذاب تنگنظر قرار دارد ، كه شديدا آنها را انكار كرده و مبالغه در تكذيب آنها نموده و گفتار عجيب و غريب آورده است ؛ بدانيد كه او « عبد اللّه قصيمى » است ، كه در « الصراع » ( ج 1 ، ص 85 ) « 3 » گفته است :
حقا دروغسازان در رجال شيعه و مردم هواپرست بخاطر رسيدن به دنيا ، و تقرب به اهل آن ، و يا كينه و دشمنى با حديث و سنّت و طرفدارانش ، در ميان آنان [ - شيعيان ] زيادند ، ولى علماء اهل سنت ماهيت آنان را به عاليترين وجه آشكار نمودهاند ! » .
تا اينكه مىگويد :
« و در ميان رجال اهل سنّت ، كسى كه متهم به دروغسازى به خاطر دنيا و تقرب به اهل آن ، و كمككردن به مقاصد شوم و عقائد باطل باشد وجود ندارد ، بلى گاهى در ميانشان ، افرادى كه حافظهء خوبى نداشته و يا فراموشى زياد داشته و يا فريب فريبكاران را خورده باشند وجود دارند كه در رجال تراجم و جرح و تعديل ، اين گونه افراد را معرفى كرده و شناساندهاند ! » .
« شايد پژوهشگر گمان كند كه در اين ادعاهاى بىاساس بويى از راستى ، و يا نمونهاى از درستى است ، غافل از اينكه قلمهاى مزدور ، چيزى جز تهمت و دروغ ندارند ، و مدار پيشرفت بسيارى از ملل نيز هماكنون روى دروغ و نيرنگ و دغل است ، و محور سياست دنيا در جهات ششگانه همان دروغ و تهمت و افتراء و وارونه جلوه دادن حقائق است ، و بسيارى از تبليغات دربارهء نيازمندىهاى زندگى
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد به ج 3 ، ص 277 - 285 ( الغدير ) كتاب ما ( علامه رحمه اللّه ) .
( 2 ) . اين مطلب را « بررسىگر » ، در بسيارى از كتب آنان چه در گذشته و چه در حال مىيابد ( علامه رحمه اللّه ) .
( 3 ) . دربارهء اين كتاب در جلد سوم ص 288 - 309 [ الغدير ] بحث شده است ( علامه رحمه اللّه ) .