و به اجرا گذاشتهاند . ابن كثير در تاريخش « 1 » ( ج 8 ، ص 133 ) مىنويسد : اين حديث بدون شك دروغ است و اگر صحيح مىبود قطعا به انجام دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىپرداختند ، زيرا ايشان در اجراى فرمان خدا دستخوش سرزنش سرزنشگران نمىشدند .
و ابن حجر در « تطهير الجنان » « 2 » مىنويسد : بفرض صحت اين حديث لازم مىآيد ، كه براى ديگر اصحابى كه آن حديث را شنيدهاند ، يا آن عده از ايشان كه آن حديث را شنيده و پنهان كردهاند نقيصه و عيبى به تصوير آيد ، زيرا چنين حديث بايد به همهء امت ابلاغ شود تا به آن عمل كنند و دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به اجرا درآوردند .
بعلاوه اگر آن را پنهان كرده بودند ، به تابعان نمىرسيد تا آن را براى آيندگان نقل و روايت نمايند . بنابراين جز فرض اول باقى نمىماند و آن اينكه : حديث را به ايشان ابلاغ كنند ، ولى به آن عمل ننمايند ، و اين چيزى است كه شرعا تصورش جايز نيست ، چون اگر تصور چنين كارى را براى آنان روا بدانيم ، لازمهاش اين است كه تصور پنهانكردن پارهاى از آيات قرآن با ترك عمل به آنها را در مورد ايشان روا بدانيم ، و اينها همگى شرعا نارواست بويژه كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : شما را در حالى وامىگذارم [ و از دنيا مىگذرم ] كه به راه روشن روانيد و قرار داريد . الى آخر حديث .
اين جماعت چقدر به صحابه حسنظن دارند ! كاش حسنظنشان منطقى و عقلائى مىبود ، اما چه مىتوان كرد كه تاريخ درست و راستگو ، بر خلاف تصورشان داستان دارد ، و سيره ثابت و مسلم اصحاب و فرمايشات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه مورد قبول امت اسلام قرار گرفته و ائمه حديث در صحيحها و مسندها ثبت و ضبط كردهاند ، حقيقت را روشن گردانيده و تصور آن جماعت را بر باد داده است ، و ما پارهاى از آن احاديث و فرمايشات و سيره تاريخى را در جلد سوم ( 261 ، 262 ) چاپ اول نوشتيم .
و آيا اصحاب يا برجستهترين و زبدهء ايشان مگر فرمان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را دائر بر
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 141 حوادث سال 60 ه .
( 2 ) . حاشيه صواعق المحرقه ، ص 60 [ ص 29 ] ( علامه رحمه اللّه ) .