فصل هفتم اشعار شيخ على عاملى
982 - اشعار شيخ على عاملى درباره غدير خمّ :
ففى المكارم يدعى بابن بجدتها * و فى الملاحم مقدام الصّناديد
لذاك القى رسول اللّه حيث طما * بحرا لهياج اليه بالمقاليد
و قال فى يوم خمّ حين قال له * جبرئيل بلّغ مقالا غير مردود
من كنت مولاه حقّا فالوصىّ له * مولى على شاهد منهم و مشهود
القائد الخيل فى الهيجاء مقرنة * من النّجائب بالمهرّية القود
على ( ع ) در عرصه مكارم و بزرگواريها تنها فرد شايسته و در جنگها پيشتاز دلاوران بود .
بدينجهت بود كه پيامبر خدا ( ص ) آنگاه كه درياى طوفانى حوادث موج مىزد ، كليد كارها و اختيار امور را به او سپرد ، آنجا كه در روز غدير جبرئيل پيامبر ( ص ) را ندا درداد كه اين پيام را بمردم برسان .
هركس را كه من پيشواى اويم وصىّ من على ( ع ) مولاى اوست و بر شاهد و مشهود سرورى دارد .
آن پيشواى دلاورى كه در كارزار با شتران مهريه ( شتران منسوب به مهره بن حيران كه در سرعت بىنظير بودند ) همواره پيشتاز است و بسوى دشمنان اسلام مىشتابد .
تذكر : علّامه امينى بعد از نقل 18 بيت از قصيده فوق گويد : اين قصيده طولانى است و همچنين 60 بيت از اشعار ديگرش كه غالبا در مدح امير المؤمنين ( عليه السّلام ) سرائيده را آورده است .